( 1 ) خود بود رمى جمره كرد پشت سر ايشان كسى سوار بود كه آن حضرت را از برخورد ريگهاى ديگران حفظ كند ، پرسيدم اينكه پشت سر پيامبر است كيست ؟ گفتند فضل پسر عباس است . در همان حال شنيدم كه رسول خدا مىفرمود اى مردم بر شما باد كه به هنگام رمى آرامش داشته باشيد و با ريگهاى كوچك به اندازهء سر انگشت رمى كنيد .
يزيد بن هارون از حجاج از يزيد آزاد كرده و وابستهء عبد الله بن حارث از عبد الله بن حارث از امّ جندب ازدى ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا فرموده است « اى مردم ! به هنگام رمى جمرات خود را به كشتن مدهيد و بر شما باد كه با ريگهاى كوچك چون سر انگشت رمى كنيد » .
ام حكيم دختر وداع خزاعى
اسلام آورده و از پيامبر ( ص ) چند حديثى روايت كرده است .
موسى بن اسماعيل از حبابه دختر عجلان خزاعى ، از مادرش ، از ام حفص دختر جرير از ام حكيم دختر وداع ما را خبر داد كه مىگفته است * به پيامبر گفتم پاداش دادن توانگر از سوى درويش چگونه است ؟ فرمود خير خواهى و دعا كردن .
از ام حكيم با همين سلسله اسناد چند حديث ديگر هم از رسول خدا روايت شده است .
ام مسلم اشجعى
مسلمان شده و از پيامبر ( ص ) يك حديث روايت كرده است .
قبيصة بن عقبه از سفيان ، از حبيب ، از مردى از گفتهء ام مسلم اشجعى ما را خبر داد كه مىگفته است * در حالى كه در خيمه چرمى خود بودم پيامبر ( ص ) پيش من آمد و فرمود چه نيكو خيمهيى است اگر از چرم گوسپندان مرده - بدون ذبح شرعى - نباشد ، ام مسلم گويد از آن پس در پى فراهم آوردن خيمههاى چرمى بودم .