تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
( 1 ) و ناتوان بود نخستين شهيد اسلام است ، بدين جهت به روز جنگ بدر هنگامى كه ابو جهل كشته شد پيامبر ( ص ) به عمار ياسر فرمودند خداوند قاتل مادرت را كشت . ابو منذر اسماعيل بن عمر ، از سفيان ثورى ، از منصور ، از مجاهد ما را خبر داد كه مىگفته است * نخستين شهيدى كه در اسلام شهيد شد سميه مادر عمار بود ، ابو جهل به سوى او رفت و زوبينى بر جلو شكم او زد ، و سميه شهيد شد .

عاتكه

دختر زيد بن عمرو بن نفيل بن عبد العزى بن رباح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب ، مادرش ام كرز دختر حضرمى بن عمار بن مالك بن ربيعة بن لكيز بن مالك بن عوف است ، عاتكه مسلمان شد و بيعت و هجرت كرد . يزيد بن هارون از محمد بن عمرو از يحيى بن عبد الرحمان بن حاطب ما را خبر داد كه مىگفته است * عاتكه همسر عبد الله پسر ابو بكر صديق بود ، عبد الله بخشى از اموال خود را براى عاتكه قرار داد به شرط آنكه عاتكه پس از مرگ عبد الله ازدواج نكند ، قضا را عبد الله پيش از عاتكه درگذشت ، عمر بن خطاب به عاتكه پيام فرستاد و گفت چرا آنچه را كه خداوند بر تو روا داشته است بر خود حرام و ناروا ساخته‌اى ، آن مالى را كه از عبد الله گرفته‌اى به خويشاوندانش برگردان و ازدواج كن ، عاتكه چنان كرد ، عمر از او خواستگارى كرد و به همسرى گرفت . عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * عاتكه دختر زيد همسر عبد الله بن ابو بكر بود و عبد الله درگذشت و با او شرط كرده بود كه پس از مرگ وى شوهر نگيرد ، عاتكه به عبادت روى آورد و از خلق بريد و با آنكه مردان شروع به خواستگارى از او كردند او نمىپذيرفت . عمر بن خطاب به سرپرست عاتكه گفت از من پيش او نام ببر . او به عاتكه گفت و عاتكه از پذيرش خواستهء عمر هم خوددارى كرد . عمر به سرپرست عاتكه گفت او را به همسرى من درآور و او عاتكه را به همسرى او داد ، عمر پيش عاتكه رفت و به خانهء او درآمد و با او درآويخت تا آنكه او را بر زمين افكند و بر او چيره شد و درآميخت ، پس از پايان كار گفت اف بر اين زن ! و از خانهء عاتكه بيرون آمد و مدتى رفتن پيش او را رها كرد ، عاتكه يكى از كنيزان خود را پيش عمر فرستاد