تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
( 1 ) او را خواستگارى و با او ازدواج كرد ، ربيعة بن اميه در حالى كه عمر با عاتكه زفاف كرده بود بر در خانه عمر آمد و اجازه خواست ، عمر گفت خداوندا چشمى را بر او روشن مدار و اجازه داد ، ربيعه آمد و شروع به نگريستن به بار و بنه بر در خانه عمر كرد . يزيد بن هارون ، از يحيى بن سعيد ، از ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ، از عبد الله بن عبد الله بن عمر ما را خبر داد كه مىگفته است عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل همسر عمر بن خطاب عمر را كه روزه داشت بوسيد و عمر او را از اين كار منع نكرد . معن بن عيسى ، از مالك ، از يحيى بن سعيد ما را خبر داد كه مىگفته است * عاتكه دختر زيد بن عمرو بن نفيل كه همسر عمر بن خطاب بود ، سر عمر را كه روزه داشت مىبوسيد و عمر او را منع نمىكرد . « 1 » محمد بن عمر واقدى ، از معمر از زهرى ، از حميد بن عبد الرحمان بن عوف ما را خبر داد كه مىگفته است * عاتكه دختر زيد كه همسر عمر بن خطاب بود همواره از او براى رفتن به مسجد اجازه مىگرفت و عمر به او مىگفت تو كه مىدانى ميل من در نشستن اينجاست ، عاتكه مىگفت من اجازه گرفتن از تو را رها نخواهم كرد ، و معمولا هر گاه عاتكه اجازه مىگرفت عمر او را باز نمىداشت و هنگامى كه عمر را در مسجد زخم زدند عاتكه در مسجد بود .

فاطمه

دختر خطاب بن نفيل بن عبد العزّى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب ، خواهر پدر و مادرى عمر بن خطاب است و مادرشان حنتمه دختر هاشم بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم است ، او را سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل به همسرى گرفت ، فاطمه و شوهرش پيش از عمر بن خطاب و پيش از رفتن حضرت ختمى مرتبت به خانهء ارقم مسلمان شدند ، نام همسر سعيد بن زيد در حديث و كتابهاى حديث همين فاطمه است ولى در كتابهاى نسب به جاى فاطمه از رمله دختر خطاب كه همان ام جميل است نام برده شده است .
هامش
( 1 ) چون برخى بوسيدن همسر را مبطل روزه مىدانسته‌اند اين روايت را آورده كه در حكم جواز است .