تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
( 1 ) پرداخته‌اى » تا آن جا كه مىفرمايد « زنانى كه همراه تو هجرت كردند » « 1 » ام هانى مىگفته است و من كه همراه آن حضرت هجرت نكرده بودم و همراه آزادشدگان در فتح مكه بودم برايشان حلال نبودم . فضل بن دكين ، از عبد السلام بن حرب ملالى ، از اسماعيل بن عبد الرحمان ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو صالح وابسته و آزاد كردهء ام هانى مرا خبر داد و از او شنيدم كه مىگفت پيامبر ( ص ) از ام هانى دختر ابو طالب خواستگارى فرمود ، ام هانى گفت اى رسول خدا اينك يتيم دارم و فرزندانم خردسالند ، گويد چون فرزندان ام هانى بزرگ شدند او به حضرت پيشنهاد ازدواج داد و رسول خدا فرمود اكنون ديگر نمىشود كه خداوند بر آن حضرت آن آيه را نازل فرموده بود و ام هانى از بانوان هجرت كننده نبود . كسى غير از فضل بن دكين مىگفت ، ام هانى براى هبيرة بن ابى وهب چهار پسر به نامهاى جعده و عمرو و يوسف و هانى زاييد .

ضباعة دختر عامر

بن قرط بن سلمة بن قشير بن كعب بن ربيعة بن عامر بن صعصعه . هشام بن محمد ، از پدرش ، از ابو صالح ، از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * ضباعة دختر عامر همسر هوذة بن على حنفى بود . هوذه مرد و ثروت سرشارى براى او باقى گذاشت ، سپس عبد اللّه بن جدعان تيمى او را به همسرى گرفت ولى فرزنددار نشدند ، ضباعه از او تقاضاى طلاق كرد ، عبد اللّه او را طلاق داد ، سپس هشام بن مغيره او را به همسرى گرفت و ضباعه پسرى به نام سلمه براى او آورد كه از برگزيدگان مسلمانان بود « 2 » ضباعه از زنان بسيار زيبا و تناور عرب بود و چون بر زمين مىنشست جاى بسيارى را مىگرفت و موهايش چنان بلند بود كه بدن خود را با آويختن زلفهايش مىپوشاند ، و چون هشام بن مغيره درگذشت ، در حضور پيامبر ( ص ) سخن از زيبايى او به ميان آمد و رسول خدا او را از پسرش سلمه خواستگارى كرد ، سلمه گفت باشد تا با خودش رايزنى كنم ، و در
هامش
( 1 ) بخشهايى از آيهء 50 سورهء احزاب ، ابو الفتوح رازى هم در تفسير خود همين موضوع را دربارهء ام هانى آورده است . ( 2 ) سلمه كه برادر ابو جهل بوده از پيشگامان مسلمانان و مدتى در مكه به دست مشركان زندانى بوده است ، او به سال چهاردهم هجرت در جنگ اجنادين شهيد شد به ابن حزم ، الاصابة ، شمارهء 3403 مراجعه شود .