( 1 ) داد كه او منكر اين ازدواج بوده و مىگفته است پيامبر ( ص ) با قتيله دختر قيس و با هيچ زن ديگرى از قبيله كنده به جز همان زن جونيه ازدواج نكرده است او را هم چون به حضور پيامبر ( ص ) آوردند همين كه بر او نگريست طلاقش داد و با او زفاف نفرمود .
مليكه دختر كعب ليثى
واقدى از ابو مشعر ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مليكه دختر كعب را كه به زيبايى چشم گير شهره بود به عقد خود درآورد . عايشه پيش او رفت و گفت آزرم نمىكنى كه به همسرى قاتل پدر خود درآمدهاى ، او از رسول خدا به خدا پناه برد و پيامبر او را طلاق داد . خويشاوندان مليكه به حضور پيامبر آمدند و گفتند اين بچه سال و بىانديشه است و او را فريب دادهاند به او رجوع فرماى ، پيامبر نپذيرفت ، آنان از آن حضرت اجازه گرفتند كه او را به همسرى يكى از خويشاوندانش از خاندان عذره درآورند ، اجازه فرمود و آن مرد عذرى او را به همسرى گرفت ، پدر مليكه به روز فتح مكه در محله خندمه به دست خالد بن وليد كشته شده بود . « 1 »
واقدى دربارهء نادرستى روايت بالا مىگويد عايشه در سفر فتح مكه همراه رسول خدا نبوده است كه به آن زن چنين گفته باشد .
محمد بن عمر واقدى از عبد العزيز جندعى از پدرش از عطاء بن يزيد جندعى ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مليكه دختر كعب ليثى را در ماه رمضان سال هشتم به همسرى گرفت و با او زفاف كرد و مليكه در خانه پيامبر ( ص ) درگذشت . واقدى مىافزايد كه اصحاب ما منكر اين موضوع هستند و مىگويند رسول خدا ( ص ) هيچ زنى از قبيلهء كنانه نگرفته است .
واقدى ما را خبر داد كه محمد بن عبد اللّه - برادرزادهء زهرى - هم از زهرى همينگونه براى من نقل كرد .
هامش
( 1 ) براى آگهى از درگيرى و زد و خورد محلهء خندمه به ترجمه مغازى واقدى ، ص 632 مراجعه فرماييد .