تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
( 1 ) مىگويد ميمونه به سال شصت و يك و روزگار سلطنت يزيد بن معاويه در گذشته است و به هنگام مرگ هشتاد يا هشتاد و يك سال داشته و با آن حال چابك بوده است و او آخرين كس از همسران حضرت ختمى مرتبت است كه در گذشته است . « 1 » محمد بن عمر واقدى از عبد الحكيم بن عبد اللّه بن ابى فروة ما را خبر داد كه مىگفته است * از عبد الرحمان اعرج در مجلس درس او در مدينه شنيدم كه مىگفت پيامبر ( ص ) از درآمد خيبر هشتاد شتروار خرما و بيست شتروار جو و گفته شده است گندم مقرر فرمود .

سخن دربارهء زنانى كه پيامبر ( ص ) آنان را عقد كرده ولى با آنها زفاف نفرموده است و زنانى كه از آنان جدا شده است و سبب جدايى آن حضرت از ايشان

زنى از قبيله كلاب

نام او را به اختلاف براى ما نقل كردند ، يكى گويد نامش فاطمه و دختر ضحاك بن سفيان كلابى بوده است ، ديگرى گفته است نامش عمره و دختر يزيد بن عبيد بن رواس بن كلاب بن ربيعه بن عامر بوده است . ديگرى گفته است نامش عاليه و دختر ظبيان بن عمرو بن عوف بن كعب بن عبد بن ابى بكر بن كلاب است ، و كس ديگرى گفته است نامش سبا و دختر سفيان بن عوف بن كعب بن عبد بن ابى بكر بن كلاب است . ما آنچه در اين باره شنيده‌ايم همه را مىنويسيم ، يكى از محدثان گفته است فقط يك زن كلابى بوده و در نامش اختلاف كرده‌اند و كس ديگرى گفته است كه اين نامها كه بر شمرديم همگى بوده‌اند و هر يك داستانى جداگانه دارد ، ما همهء چيزهايى را كه شنيده‌ايم نوشته‌ايم و روشن ساخته‌ايم .
هامش
( 1 ) پيش از اين تذكر دادم كه به گفتهء خود واقدى در شرح حال حضرت امام حسين عليه السلام ، بانوى گرانقدر جناب ام سلمه همسر گرامى حضرت ختمى مرتبت هم تا هنگام وصول خبر شهادت سرور شهيدان به مدينه ماه صفر 61 هجرى زنده بوده است و به درد گريسته و بيهوش شده است .