تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
( 1 ) گاهى در خانهء ميمونه زندگى مىكرد ما را خبر داد كه مىگفته است * ميمونه را ديدم با روسرى بزرگ و پيراهن بلند بدون اينكه روپوش ديگرى بر تن كند نماز مىگزارد . فضل بن دكين ، از ابو جعفر بن برقان ، از ميمون - يعنى ميمون بن مهران - ما را خبر داد كه مىگفته است * از صفيه دختر شيبه پرسيدم ، او گفت كه رسول خدا با ميمونه در سرف ازدواج فرمود و همان جا در خيمه و سايبانى كه براى او بر پا شده بود با او زفاف كرد ، قضا را ميمونه در سرف درگذشت و همان جا و در زير همان سايبان به خاك سپرده شد . يزيد بن هارون و وهب بن جرير بن حازم ، هر دو از جرير بن حازم از ابو فزارة ، از يزيد بن اصم ما را خبر دادند كه مىگفته است * ميمونه را در سرف زير همان سايبانى كه رسول خدا در آن با او زفاف كرده بود به خاك سپرديم ، روزى كه ميمونه درگذشت موهاى سرش تراشيده بود كه در حج سر خود را تراشيده بود ، من و ابن عباس وارد گور او شديم و چون پيكرش را در گور خوابانديم سرش در گودى افتاد و كژ شد ، من رداى خود را برداشتم و زير سرش نهادم ، ابن عباس آن را از زير سرش برداشت و كنار انداخت و زير سر ميمونه سنگى قرار داد . واقدى از ابن جريج از عطاء ما را خبر داد كه مىگفته است * ميمونه در سرف درگذشت ، همراه ابن عباس براى برداشتن او رفتيم ، ابن عباس گفت هنگام برداشتن پيكر او ، جسد را تكان مدهيد و شتابان مبريد ، و همانا كه پيامبر ( ص ) را هنگام مرگ نه همسر بوده است كه براى هشت تن آنان نوبت قرار داده بوده است و به يك تن از ايشان نوبتى اختصاص نداده بود . « 1 » كس ديگرى غير از ابن جريج در همين مورد مىگويد ، ميمونه در مكه درگذشت ، ابن عباس پيكر او را به سرف برد و به كسانى كه آن را بر دوش داشتند مىگفت با اين پيكر مدارا كنيد - نرم و آهسته حركت كنيد كه مادر شماست و او را در سرف به خاك سپرد . محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن محرر ، از يزيد بن اصم ما را خبر داد كه مىگفته است * در خاك‌سپارى ميمونه حضور داشتم ، ابن عباس و عبد الرحمان بن خالد بن وليد و من و عبيد اللّه خولانى « 2 » وارد گور شديم . و ابن عباس بر او نماز گزارد ، محمد بن عمر واقدى
هامش
( 1 ) ارتباط اين جمله را با موضوع حديث نفهميدم . ( 2 ) ابن عباس و خالد بن وليد و يزيد بن اصم پسر خالهء يك ديگرند و طبيعى است كه عبد الرحمان پسر خالد هم محرم ميمونه بوده است سبب محرم بودن عبيد اللّه خولانى را پيدا نكردم .