تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
( 1 ) سعيد بن منصور از جرير ، از منصور ، از سالم بن ابى جعد از ابو مليح هذلى ما را خبر داد كه مىگفته است * زنى براى بيعت كردن به حضور رسول خدا آمد ، پيامبر ( ص ) همين آيه را براى او تلاوت فرمود و چون به اين بخش از آيه رسيد كه مىفرمايد « و در كار پسنديده تو را نافرمانى نكنند » پيامبر ( ص ) افزود كه يعنى نوحه سرايى و مويه‌گرى نكنى ، آن زن گفت اى رسول خدا ! يك زن در اين باره با من همكارى كرده است - يعنى اجازه مىخواهم من هم چنان كنم - پيامبر ( ص ) از پاسخ دادن خوددارى فرمود ، آن زن دو يا سه بار ديگر گفتهء خود را تكرار كرد و پيامبر به او اجازه نفرمود و چون آن زن موضوع را پذيرفت رسول خدا بيعت او را قبول فرمود . معلى بن اسد عمى از گفتهء وهيب از ايوب ، از بكر بن عبد اللّه ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) در بيعت با زنها از آنان تعهد مىگرفت كه گريبان ندرند و چهره نخراشند و وا ويل نكنند و سخن ناپسند نگويند . عبيد اللّه بن موسى از عمرو بن ابى زائدة ما را خبر داد كه مىگفته است * از شعبى شنيدم مىگفت هنگامى كه گروهى از زنها بيعت كردند رسول خدا فرمود شما با اين شرطها بيعت مىكنيد كه هيچ چيز را با خداوند شريك و انباز ندانيد ، هند گفت ما به اين مسئله اعتقاد داريم - كه نبايد شرك بورزيم - و چون پيامبر فرمودند و دزدى مكنيد ، هند گفت من گاهى از اموال ابو سفيان دزديده‌ام ، ابو سفيان كه حضور داشت گفت آنچه از اموال من برداشته‌اى بر تو حلال باد ، و چون پيامبر فرمود و زنا مكنيد هند گفت مگر زن آزاده هم زنا مىدهد ! و چون پيامبر فرمود فرزندان خود را مكشيد ، هند گفت تو ايشان را كشتى . عبد اللّه بن جعفر رقّى ، از ابو مليح از ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * گروهى از زنها كه هند دختر عتبه و مادر معاويه هم همراهشان بود براى بيعت به حضور پيامبر ( ص ) آمدند ، همين كه پيامبر فرمود به شرط آن كه به خدا شرك نورزيد و دزدى نكنيد ، هند گفت اى رسول خدا ابو سفيان بسيار مرد بخيلى است اگر من از خوراكىهاى او بدون اجازه‌اش چيزى بردارم بر من گناهى است ؟ رسول خدا ( ص ) دربارهء چيزهاى ترا اجازه فرمودند و دربارهء چيزهاى خشك اجازه نفرمودند ، و چون پيامبر فرمودند زنا ندهيد هند
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 5 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد