تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
( 1 ) اسماعيل رسيد شش زن به حضورش آمدند ، رسول خدا به آنان سلام داد و در حالى كه همان پارچه زرد روى دستش بود با آنان بيعت - مصافحه - فرمود . ابو وليد هشام بن عبد الملك طيالسى و يحيى بن حماد هر دو از اسحاق بن عثمان پدر يعقوب ما را خبر دادند كه مىگفته است * اسماعيل بن عبد الرحمان بن عطيه از گفتهء مادربزرگش يعنى مادر عطيّه ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به مدينه آمد دستور فرمود زنان انصار در خانه‌يى جمع شدند و آنگاه عمر بن خطاب را پيش آنان فرستاد . عمر آمد و بر در خانه ايستاد و گفت سلام بر شما باد ما سلامش را پاسخ داديم . عمر گفت من فرستادهء رسول خدا پيش شما هستم . گفتيم خوشامد بر رسول خدا و فرستادهء او باد . عمر گفت شما با اين شرطها بيعت مىكنيد كه چيزى را شريك و انباز خدا ندانيد و دزدى نكنيد و زنا ندهيد و هيچگونه تهمت و افترايى نزنيد و فرزندان خود را مكشيد ، گفتيم آرى پذيرفتيم ، عمر دست خود را از بيرون خانه دراز كرد و ما هم دستهاى خود را از درون خانه دراز كرديم . عمر گفت پروردگارا گواه باش ، مادر عطيه افزوده است كه عمر از سوى رسول خدا ( ص ) ما را فرمان داد كه در نماز عيدهاى فطر و قربان زنانى را كه در حال حيض و نوجوان هستند از شركت در آن باز داريم و شركت در نماز جمعه بر ما واجب نيست و ما را از شركت در تشييع جنازه نهى كرد . اسماعيل مىگويد از مادر بزرگ خود دربارهء اين بخش از آيه كه مىفرمايد در كار پسنديده نسبت به تو نافرمانى نكنند پرسيدم ، گفت ما را از مويه‌گرى نهى فرمود . « 1 » عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب از حجاج بن صفوان مدينى ، از اسيد بن ابى اسيد برّاد - برد فروش - از گفتهء يكى از زنانى كه با پيامبر ( ص ) بيعت كرده‌اند ما را خبر داد كه مىگفته است * از جمله چيزهايى كه پيامبر ( ص ) دربارهء سرپيچى نكردن در كار پسنديده با ما شرط فرمود اين بود كه در سوگها چهره نخراشيم و گريبان ندريم و موى خود را پريشان نكنيم و بانگ وا ويلا برنداريم . يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرى از پدرش ، از صالح بن كيسان از حارث بن فضيل انصارى كه از پشت انصار و نژادگان ايشان است از گفتهء ابن شهاب زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * عبادة بن صامت گفته است ، رسول خدا كه درود خدا بر او و خاندانش باد به ما فرمود
هامش
( 1 ) بخشى از اين حديث را ابن اثير در النهايه و ابن منظور در لسان العرب ذيل كلمات حيض و عتق توضيح داده‌اند كه با استفاده از آن ترجمه شد .