( 1 ) آيا شما مردان نمىخواهيد با من با همان شرطها كه زنها بيعت كردهاند بيعت كنيد ؟ كه هيچ چيز را با خدا شريك و انباز مگيريد و دزدى و زنا مكنيد و فرزندانتان را مكشيد و هيچگونه تهمت و افترايى مزنيد و در هيچ كار پسنديدهيى نسبت به من نافرمانى مكنيد . گفتيم آرى كه بيعت مىكنيم و با آن شرطها بيعت كرديم . پيامبر فرمودند از اين پس هر كس گناهى انجام دهد و در همين جهان به عقوبت آن برسد همان عقوبت كفاره او خواهد بود و كسى كه عقوبت نشود كار او بر دست خدا خواهد بود . اگر خواهد او را مىآمرزد و اگر خواهد عقوبت مىكند .
فضل بن دكين از يزيد شيبانى ما را خبر داد كه مىگفته است * از شهر بن حوشب شنيدم كه مىگفت : ام سلمه انصارى « 1 » ما را حديث كرد كه همراه زنانى بوده است كه رسول خدا ( ص ) با آن شرطها با ايشان بيعت فرموده است ، خالهام سلمه هم همراهش بوده است . ام سلمه از رسول خدا جز اين حديث حديثهاى ديگر هم روايت كرده است . او ضمن همين حديث مىگويد يكى از زنان در همان جلسه از پيامبر پرسيد ، اى رسول خدا اين كار پسنديدهيى كه ما را نشايد نافرمانى از تو كنيم چيست ؟ فرمود اينكه نوحهسرايى نكنيد .
عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب ، از حفصه دختر سيرين از ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * به هنگام بيعت يا در بيعت از ما تعهد گرفته شد كه نوحهسرايى نكنيم ولى از آن زنها جز پنج تن به آن وفا نكردند و ايشان ام سليم و امّ علاء دختر ابى سبرة و همسر معاذ و مادر معاذ و بانوى ديگرى بودند .
عفان بن مسلم از عمرو بن فروخ از مصعب بن نوح ما را خبر داد كه مىگفته است * پيرزن فرتوتى از خاندان خود را درك كردم كه از كسانى بود كه با پيامبر ( ص ) بيعت كرده بود او مىگفت چون به حضور پيامبر رسيديم از جمله شرطها يكى هم اين بود كه مويهگرى و نوحهسرايى نكنيم ، در آن هنگام پيرزنى گفت اى رسول خدا گروهى از مردم در سوگوارىيى كه مرا رسيده بود براى سوگ من گريستند و اينك بر ايشان سوگوارى رسيده است دوست مىدارم با آنان همكارى كنم ، پيامبر فرمودند برو و با آنان مويهگرى كن ، من رفتم و سپس برگشتم و با آن حضرت بيعت كردم ، او مىگفته است كار پسنديدهيى كه خداوند فرموده است در آن نبايد نافرمانى پيامبر كنند همين رها كردن مويهگرى است . « 2 » .
هامش
( 1 ) با بانوى بزرگوار ام سلمه همسر حضرت ختمى مرتبت اشتباه نشود و به اسد الغابه ، ج 5 ، ص 590 مراجعه فرماييد .
( 2 ) ملاحظه مىفرماييد كه گاهى ضعف و سستى در اين روايات ديده مىشود مثلا اگر از چيزى نهى نمايند همان دم اجازه مىدهند كه برود مويهگرى كند و باز گردد ؟ وانگهى به شرح حال جناب حمزه در ترجمهء كتاب طبقات ، ج 3 ، ص 11 مراجعه فرماييد كه گريه بانوان انصار و مويهگرى آنان را در چند روايت نقل كرده است .