تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
( 1 ) نمىكنم و همانا سخن من به يك زن همچون سخن من براى صد زن است . « 1 » معن بن عيسى از مالك ابن انس از هشام بن عروة از پدرش ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هرگز با زنها مصافحه نفرموده است . « 2 » عبد الله بن موسى ، از اسرائيل ، از منصور ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در حالى كه روى دست ايشان پارچه افكنده شده بود با زنها مصافحه مىفرمود . وكيع بن جرّاح و يعلى بن عبيد و ابن نمير هر سه تن از اسماعيل بن ابى خالد ، از قيس بن ابى حازم ما را خبر دادند كه مىگفته است * هنگامى كه زنها براى بيعت كردن با پيامبر ( ص ) آمدند ، آن حضرت رداى خويش را روى دست خود گسترد و زنها از روى رداء با ايشان بيعت كردند . گروهى از زنها ترسيدند و از پذيرفتن شرطها تن زدند و بيعت نكردند و برگشتند گروهى ديگر از روى رداء با ايشان بيعت كردند . پيامبر ( ص ) فرمودند گروهى از شما در بهشت خواهيد بود و انگشتهاى خود را جمع كرد گويى مىخواست شمار آنان را كه بهشتى خواهند بود اندك نشان دهد . وكيع بن جراح ، از عبد الحميد بن بهرام ، از شهر بن حوشب ، از اسماء دختر يزيد ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرمودند من با زنها مصافحه نمىكنم . فضل بن دكين ، از اسماعيل بن نشيط عامرى ما را خبر داد كه مىگفته است * از شهر بن حوشب شنيدم كه مىگفت اسماء نقل مىكرد كه همراه گروهى از زنها براى بيعت كردن به حضور پيامبر ( ص ) رفتيم ، آن حضرت شرطهاى بيعت را بر ما عرضه فرمود ، در اين هنگام يكى از دختر عموهاى من كه دست بند و انگشترهاى زرينه بر دست داشت دست خود را براى بيعت كردن بيرون آورد تا با پيامبر ( ص ) مصافحه كند ، رسول خدا دست خود را كنار كشيد و فرمود من با زنها مصافحه نمىكنم . فضل بن دكين ، از قيس بن جابر از گفتهء پير مردى از قبيلهء احمس ، از طارق تيمى ما را خبر داد كه مىگفته است * به حضور پيامبر ( ص ) رفتم در حالى كه جامهء زردى بر تن داشت و سر خود را پوشانده بود در آفتاب نشسته بود اندكى بعد برخاست و چون به كنار حجر
هامش
( 1 ) اين شرطها كه از گفتهء أميمه نقل شده است همان شرطهايى است كه در آيهء 13 ، سورهء شصتم - ممتحنه آمده است و ظاهرا اين سوره مدنى است . ( 2 ) بديهى است كه منظور زنان نامحرم است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 2 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد