( 1 ) محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت موسى بن محمد بن ابراهيم ، از اسماعيل بن ابى حكيم براى ما حديث كرد كه * خود به روز عيد فطر عمر بن عبد العزيز را كه خليفه بود ديدم كه براى ما از خرماهاى موقوفات رسول خدا ( ص ) خواست كه چون آوردند ، گفت :
پيش از آنكه به نماز عيد برويد چيزى بخوريد . من به عمر بن عبد العزيز گفتم : در اين باره حديثى نقل شده است ؟ گفت : آرى ، ابراهيم بن عبد الله بن قارظ از ابو سعيد خدرى براى من نقل كرد كه پيامبر ( ص ) به نماز عيد نمىرفت تا چيزى بخورد . يا آنكه گفت پيامبر ( ص ) فرمان داد كسى تا چيزى نخورده - افطار نكرده است - به نماز عيد نرود - بديهى است كه مربوط به عيد فطر است .
محمد بن عمر ما را خبر داد . گفت عمر بن عثمان بن هانى ما را گفت كه خود به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز شنيده است كه * يك روز پيش از عيد فطر كه روز جمعهاى بوده است در خناصرة براى مردم خطبه خواند ، سخن از زكات به ميان آورد و بر آن كار تشويق كرد و گفت : بر عهدهء هر كس يك صاع خرما و دو مد گندم است و نماز براى كسى كه زكاتى او را نيست نخواهد بود ، و همان روز عيد فطر زكات فطريه را تقسيم مىكرد .
گويد : مردم اگر دو مد آرد و سويق هم [ 1 ] مىآوردند مىپذيرفت .
محمد بن عمر ما خبر داد و گفت ثور بن يزيد ، از يزيد بن ابى مالك براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز به روزگار حكومت خود از همهء مردم شتابانتر در افطار بود و دوست مىداشت سحرى خوردن خود را به تأخير بيندازد و همين كه در بارهء طلوع فجر شك مىكرد - احتمال طلوع فرج را مىداد - از خوردن و آشاميدن خوددارى مىكرد .
محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت عبد الرحمان بن ابى طواله ، از يحيى بن سعيد ، از عمر بن عبد العزيز براى ما نقل كرد كه * چون ديده است مردم در مورد قسامة بدون آگهى از حقيقت سوگند مىخورند آنان را به پرداخت خونبها و لغو شدن قصاص اعدام سوگند مىداد . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . سويق ، در اين جا به معنى آرد مخلوط جو و گندم است ، ابن منظور در لسان العرب آورده است .
[ 2 ] . موضوع قسامه كه سوگند دادن پنجاه كس در مورد مقتولى است كه قاتل او شناخته نشده باشد ، ظاهرا براى نخستين بار در جنگ خيبر و كشته شدن عبد الله بن سهيل انصارى طرح شده است . از مواردى است كه بايد به كتابهاى اختصاصى فقه مراجعه كرد و در اين مورد ميان فقها اختلاف است .