( 1 )
جروة بن حميل
ابن مالك طائى . محدثى كم حديث بوده است .
بشر بن غالب
ضحّاك بن مزاحم هلالى
كنيهاش ابو القاسم بوده است .
گويد قبيصة بن عقبه ، از جويبر ، از خود ضحاك ما را خبر داد كه مىگفته است * مادرم مرا پس از دو سال زاييده است ، يعنى مدت باردارى او دو سال بوده است .
گويد يزيد بن هارون ، از جويبر ، يا از كس ديگرى ما را خبر داد كه مىگفته است * ضحاك پس از دو سال باردارى مادرش زاييده شد و دندانهايش در رحم مادر روييده بود .
يزيد در پى سخن خود مىگفت جويبر از ضحاك ما را خبر داد كه مىگفته است * ممكن است زن پس از دو سال باردارى بزايد .
گويد عبد الملك بن عمرو كه پدر عامر عقدى است و فضل بن دكين هر دو از قرة بن خالد ما را خبر دادند كه مىگفته است * انگشترى ضحاك سيمين و نگين آن چيزى شبيه به بلور بود و بر آن نقش پرندهيى قرار داشت .
گويد فضل بن دكين ، از بشير بن سلمان ما را خبر داد كه مىگفته است * از شاگردان مكتبخانه ضحاك بن مزاحم بودم .
گويد فضل بن دكين ، از سفيان ما را خبر داد كه مىگفته است * ضحاك تعليم و آموزش مىداد و چيزى نمىگرفت .
گويد قاسم بن مالك مزنى ، از گفتهء مردى ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر ضحاك شب كلاه از پوست روباه ديدم .
گويد ابو داود ، از شعبه ، از مشاش نقل مىكرد كه مىگفته است * از ضحاك پرسيدم