تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
( 1 ) گويد از حسين بن على جعفى شنيدم كه مىگفت * كنيه محمد بن عبد الرحمان ، ابو جعفر بود و به سبب مواظبت بسيار او بر عبادت او را كيّس - زيرك - مىگفتند . گويد محمد بن فضيل بن غزوان ، از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * به محمد بن عبد الرحمان ، مرضى و كيّس و رفيق مىگفتند . گويد على بن عبد الله بن جعفر ، از گفتهء سفيان ، از مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن عبد الرحمان بن يزيد همسرى بسيار نكوكار داشت كه خيال مىكنم با توسل به دعا بهره او شده بود . سفيان در حديث خويش افزوده است كه به محمد بن عبد الرحمان رفيق مىگفتند و محدثى كم حديث بود .

عبد الرحمان بن ابى نعم بجلى

كنيه‌اش ابو حكم است و او همان كسى است كه گاه از اين سال تا سال ديگر در منطقهء حرم باقى مىمانده است . او محدثى مورد اعتماد و او را احاديثى است .

ابو السفر سعيد بن يحمد ثورى

از قبيلهء همدان است . او به روزگار حكومت خالد بن عبد الله قسرى بر كوفه [ 1 ] درگذشته است . محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است .

عبد الله بهىّ

گويد وكيع ، از سفيان ، از سدى ، از گفتهء بهىّ كه بردهء آزاد كرده و وابستهء زبير بوده است اخبارى براى ما نقل كرد . گويند محدثى مورد اعتماد و شناخته شده و كم حديث بوده است .
هامش
[ 1 ] . خالد كه از مردم دمشق و از سخنوران و بخشندگان و اميران نامور است از سال 105 تا سال 120 حاكم بصره و كوفه و متهم به زندقه بوده است به زركلى ، الاعلام ج 2 ، ص 338 مراجعه فرماييد .