( 1 ) گويد محمد بن عبد الله انصارى ، از عبد الله بن معدان ، از حسن بن مسلم ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * از عبد الله بن عباس مسأله مىپرسيده است و پيش از آنكه ابن عباس نابينا شود نمىتوانسته و ياراى آن را نداشته است كه در حضور او بنويسد و پس از كور شدن ابن عباس مىنوشته است و چون اين موضوع به اطلاع ابن عباس رسيده خشمگين شده است .
گويد يحيى بن عباد ، از يعقوب بن عبد الله ، از جعفر بن ابى مغيرة ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * چه بسا كه به حضور ابن عباس مىرفتم و مطالب را در دفتر خود مىنوشتم كه آن را بر ديگران املاء كنم و گاه بر كف و رويه كفشم مىنوشتم و گاه بر كف دستم كه آن را املاء كنم . گاهى هم به حضورش مىرفتم و تا هنگامى كه بر مىگشتم چيزى نمىنوشتم . و هيچ كس از چيزى از او نمىپرسيد .
گويد عبد الوهاب بن عطاء ، از عمرو بن ابى مقدام ، از مؤذن خاندان وادعة ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عبد الله بن عباس رفتم ، او بر پشتى حريرى تكيه داده بود و سعيد بن جبير كنار پاهاى او نشسته بود . ابن عباس به او مىگفت : بنگر كه چگونه از گفتهء من حديث نقل مىكنى كه تو از من حديثهاى بسيارى را حفظ كردهاى .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از گفتهء يعقوب قمى ، از جعفر بن ابى مغيره ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از اينكه ابن عباس كور شده بود هر گاه مردم كوفه پيش او مىآمدند و از او مسأله مىپرسيدند مىگفت : در حالى كه ابن ام دهماء ميان شماست از من مسأله مىپرسيد ؟ يعقوب مىگفته است مقصود او سعيد بن جبير بوده است .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ، از ابو حصين ما را خبر داد كه مىگفته است * از سعيد بن جبير پرسيدم كه آيا تمام اين حديثهايى را كه از تو مىشنوم از ابن عباس پرسيدهاى ؟ گفت : نه ، من در محضر او مىنشستم و تا هنگامى كه برمىخاستم هيچ سخنى نمىگفتم . آنان حديث نقل مىكردند و من حفظ مىكردم .
گويد عبد العزيز بن خطاب ضبّى ، از يعقوب ، از جعفر ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش ابن عباس مىرفتم و از احاديث او مىنوشتم .
گويد ابو عاصم نبيل ، از عبد الله بن مسلم بن هرمز ما را خبر داد كه مىگفته است * سعيد بن جبير نوشتن حديث را خوش نمىداشته است .
گويد عفان ، از شعبه ، از ايوب ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * از
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 712
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧١٢