( 1 ) سعيد بن جبير حديثى را نقل كرد . از پى او رفتم و خواستم آن را دوباره براى من بگويد .
گفت : چنان نيست كه هميشه من شير بدوشم و آن را بياشامم .
گويد موسى بن اسماعيل ، از حماد بن زيد ، از عطاء بن سائب ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش سعيد بن جبير رفتم . به من گفت : آيا مردم پارسا و كنارهگير شدهاند ؟ هميشه در اين ساعت چه اندازه از مردم كه پيش من مىآمدند و از من مسأله مىپرسيدند .
گويد عفان بن مسلم و موسى بن اسماعيل هر دو ، از عبد الواحد بن زياد و او از ابو شهاب ما را خبر دادند كه مىگفته است * سعيد بن جبير روزى دو بار براى ما داستانسرايى مىكرد ، پس از نماز صبح و پس از نماز عصر .
گويد عمرو بن عاصم ، از گفتهء همّام ، از قتاده ، از ابو حسان ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از كورشدن ابن عباس زنى براى او نامه نوشت . ابن عباس نامه را به پسرش داد - كه براى او بخواند - او نامه را شتابان خواند . گويد : ابن عباس نامه را به من داد براى او آهسته و شمرده خواندم . ابن عباس به پسرش گفت : نمىشد اين نامه را درهم و برهم و تند نخوانى و به گونهيى كه پسر بچههاى مضرى مىخوانند بخوانى .
گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء عبد الملك بن ابى سليمان ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * هر دو شب يك بار قرآن را ختم مىكرده است .
گويد يزيد بن هارون ، از گفتهء سفيان ، از حماد ما را خبر داد كه مىگفته است سعيد بن جبير مىگفته است * درون كعبه تمام قرآن را در يك ركعت خواندم .
گويد فضل بن دكين ، از حسن بن صالح ، از وفاء ما را خبر داد كه مىگفته است * در ماه رمضان ميان مغرب و عشاء سعيد بن جبير مىآمد و قرآن مىخواند .
گويد فضل بن دكين ، از قيس بن ربيع ، از صعب بن عثمان ما را خبر داد كه مىگفته است ، سعيد بن جبير مىگفت * پس از كشته شدن حسين عليه السلام بر من هيچ دو شبى نگذشته است كه قرآن را ختم نكنم مگر اينكه مسافر يا بيمار باشم .
گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ابو هاشم ، از سعيد بن جبير ما را خبر داد كه مىگفته است * روز جمعه به هنگامى كه امام جمعه خطبه مىخواند من تمام يك حزب قرآن خود را مىخواندم .
گويد موسى بن اسماعيل ، از عبد الواحد بن زياد ، از ابو شهاب ما را خبر داد كه مىگفته است * در ماه رمضان سعيد بن جبير با ما نماز مىگزارد - پيشنمازى ما را بر عهده داشت . با
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 714
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧١٤