( 1 ) حسن بصرى پذيرفت .
محمد بن عمر واقدى از موسى بن نجيح ، از ابراهيم بن يحيى ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز نامه نوشت تا مقررى خارجة بن زيد را كه نامش از ديوان حذف شده بود پرداخت كنند . خارجة پيش ابو بكر بن حزم - حاكم مدينه - رفت و گفت : خوش نمىدارم كه در اين باره براى امير المؤمنين سخنى گفته شود كسان ديگرى هم مانند من هستند . اگر امير المؤمنين به همه پرداخت مىكند من هم مىپذيرم و اگر به ويژه دربارهء من است ، من اين كا را براى او خوش نمىدارم . عمر بن عبد العزيز نوشت مال به اين اندازه نيست ، اگر مىرسيد بدون ترديد اين كار را انجام مىدادم .
محمد بن عمر از يحيى بن خالد بن دينار ، از ابو بكر بن حزم ما را خبر داد كه مىگفته است * ما صورت نام زندانيان - و كسانى را كه در مدينه حضور نداشتند - فراهم مىساختيم و به دستور كتبى عمر بن عبد العزيز آنان را براى دريافت مقررى از زندان بيرون مىآوردند . عمر بن عبد العزيز در اين باره براى من نوشت : هر كس از غيبت او چندان زمانى نگذشته است مقررى او را به عيال و افراد تحت تكفل او بپردازد و هر كس كه از غيبت او روزگارى گذشته مقررى او را كنار بگذار تا خودش بيايد يا خبر مرگش برسد ، يا در حضور تو نماينده آن شخص با دليل روشن زنده بودنش را ثابت كند كه در اين صورت مقررى او را به نمايندهاش بپرداز .
محمد بن عمر واقدى از سحبل بن محمد ، از عيسى بن ابى عطاء ما را خبر داد كه مىگفته است * حضور داشتم و ديدم كه عمر بن عبد العزيز مبلغ هفتاد و پنج دينار وام وامدارى را از سهم وامداران پرداخت كرد .
واقدى از يعقوب بن محمد بن انس ، از يعقوب بن عمر بن قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * عاصم بن عمر بن قتاده و بشير بن محمد بن عبد الله بن زيد بن عبد ربه به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز پيش او رفتند و در خناصره [ 1 ] به حضورش رسيدند و از وامى كه بر عهده داشتند سخن گفتند . عمر بن عبد العزيز چهار صد دينار از وام هر يك را پرداخت كرد . حواله براى ايشان صادر شد كه از فزونى زكات و صدقات قبيلهء كلب كه در بيت المال اندوخته شده است پرداخت شود . واقدى در اين باره توضيح داد كه چون كسى از
هامش
[ 1 ] . خناصرة ، از مناطق شام و در دو منزلى خاور شهر حلب قرار دارد و محل اقامت عمر بن عبد العزيز بوده است . به ترجمهء تقويم البلدان ، ص 251 مراجعه شود .