تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
( 1 ) عبد العزيز را مىديدم پس از نماز عشاء شمعى از بيت المال مىخواست كه در پرتو آن نامه‌هاى مربوط به كار مسلمانان و برگرداندن اموال غصب شده را به صاحبان آنان در هر سرزمين - اسلامى - مىنوشت . و چون شب را به روز مىآورد ، بامداد خود براى رد مظالم مىنشست و فرمان مىداد اموال زكات و صدقات ميان مستحقان تقسيم شود . و چنان بود كه خود ديدم افرادى كه امسال زكات مىگرفتند سال بعد چنان مىشدند كه زكات مىپرداختند - ميزان شتران آنان چنان مىشد كه مىبايست زكات بدهند . محمد بن عمر واقدى از ابى ذئب ، از مهاجر بن يزيد ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز ما را گسيل داشت كه زكات و صدقات را ميان مستمندان تقسيم كنيم . مىديديم كه سال بعد از همان كسانى كه زكات داده بوديم ، زكات مىگرفتند . و خودم مكرر عمر بن عبد العزيز را ديدم كه چون مىخواست براى افراد خانوادهء خود يا نيازهاى شخصى خويش نامه بنويسد دستور مىداد شمعى را كه از بيت المال بود خاموش كنند و ببرند و شمعى ديگر بياورند . و مكرر مىديدمش كه جامه‌اش را مىشست و چون جامهء ديگرى نداشت كه بپوشد پيش ما نمىآمد . اينك چه بر سر ما آمده است ، و خود ديدم كه يكى از چهار چوبه‌هاى خانه‌اش ويران شده بود و كسى در بارهء ترميم آن با او گفتگو كرد . پاسخ داد اى مزاحم مىتوانى آن را به حال خود رها كنى كه ما از دنيا بيرون رويم و چيزى تازه پديد نياوريم ؟ ، گويد : عمر بن عبد العزيز در همه سرزمينهاى اسلامى مصرف نبيذ را حرام كرد . محمد بن عمر از عبد الملك بن محمد ، از عبد الله بن علاء بن زبر ، ما را خبر داد كه مىگفته است * به عمر بن عبد العزيز گفتم : اى امير المؤمنين آن سالها كه من از نافرمانان بودم سپرى شد و حال آنكه هنوز هم از دريافت مقررى محروم هستم . گويد : عمر بن عبد العزيز مقررى آن سال را به من پرداخت و دستور داد براى سالهاى گذشته هم ترتيب پرداخت آن را بدهند . واقدى از خليد بن دعلج ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد به حسن بصرى و ابن سيرين پيام فرستاد كه مقرريهاى شما را كه بازداشته‌اند ، بر مىگردانم . ابن سيرين [ 1 ] پيام داد كه اگر اين كار نسبت به همه مردم بصره انجام مىشود مىپذيرم و جز آن نخواهم پذيرفت . عمر نوشت اموال در آن حد نيست . گويد :
هامش
[ 1 ] . ابو بكر محمد بن سيرين درگذشته به سال يكصد و ده هجرى ، محدث و فقيه و عابد و بعدها خواب گزار نامى بصره است ، براى آگهى بيشتر به مقاله آقاى ناصر گذشته در دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 3 ، ص 734 مراجعه فرماييد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 38 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد