تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
( 1 ) كارگزار خود در آن منطقه نوشت كه او را قصاص كند و نهانى براى او نوشت كه از او ديه بگيرند .

عبد الله بن مالك ازدى

محمد بن سعد گويد يزيد بن هارون ، از سفيان ، از ابو اسحاق ، از عبد الله بن مالك ازدى ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه عمر بن خطاب در عرفات نماز مغرب را سه ركعت و نماز عشا را دو ركعت گزارديم .

مسلمة بن قحيف

از قبيلهء بكر بن وائل است و از عمر روايت كرده است . گويد ابو داود سليمان طيالسى ، از شعبه ، از سماك ما را خبر داد كه مىگفته است از عموى پدرم مسلمة بن قحيف شنيدم كه مىگفت * همراه عمر بن خطاب بودم گروهى را ديد كه نماز ظهر مىگزاردند ، گفت : هر گاه نماز ظهر مىگزاريد همان اول وقت بگزاريد . گويد اسحاق بن يوسف ازرق ، از زكرياء بن ابى زائدة ، از سماك بن حرب ، از مسلمة بن قحيف ما را خبر داد كه شنيدم كسى مىگفت * اى بندگان خدا نماز ظهر را همان اول وقت بگزاريد ، پرسيدم اين كيست ؟ گفتند : عمر بن خطاب است .

بشر بن قحيف

از عمر بن خطاب روايت كرده است . گويد يزيد بن هارون ، از شعبه ، از سماك بن حرب ، از بشر بن قحيف ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عمر بن خطاب رفتم در حال غذا خوردن بود و استخوانى كه بر آن گوشت بود در دست داشت ، گفتم : اى امير مؤمنان من به حضورت آمده‌ام كه با تو بيعت كنم . گفت : مگر با امير من بيعت نكرده‌اى ؟ گفتم : چرا ؟ گفت : وقتى با نماينده من بيعت كرده باشى همانا با من بيعت كرده‌اى . و اين حديث دراز است .