( 1 )
كسانى از اين طبقه كه از عمر بن خطاب روايت كردهاند و از على بن ابى طالب و عبد الله بن مسعود روايت نكردهاند
سلمان بن ربيعة
ابن يزيد بن عمرو بن سهم بن ثعلبة بن غنم بن قتيبة بن معن بن مالك بن اعصر . و اين اعصر همان منبه بن سعد بن قيس بن عيلان بن مضر است . او از عمر بن خطاب روايت كرده است و عمر او را به قضاوت كوفه گماشته است .
فضل بن دكين از اسماعيل بن ابراهيم بن مهاجر ما را خبر داد كه مىگفته است از پدرم شنيدم كه از گفتهء شعبى نقل مىكرد كه مىگفته است * سليمان بن ربيعه به قضاوت فرستاده شد . چهل روز كه آن را روز به روز شمردم با او بودم كه فقط ظهر مرا به خانهام روانه مىكرد و در آن چهل روز دو تن هم پيش من نيامدند .
گويند : سليمان بن ربيعه به روزگار خلافت عثمان بن عفان به جنگ بلنجر رفت و شهيد شد و اين به دوره حكمرانى سعيد بن عاص بر كوفه بود . او محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است ، خدايش رحمت كناد .
شريح قاضى
او پسر حارث بن قيس بن جهم بن معاوية بن عامر بن رائش بن حارث بن معاوية بن ثور بن مرتع ، از قبيلهء كنده است . در كوفه از خاندان رايش كسى جز خانوادهء شريح نبودهاند و ديگران به هجر و حضرموت بودهاند و كسى از ايشان جز شريح به كوفه نيامده است . كنيهء شريح ، ابو اميه بوده است .
گويد محمد بن عبيد طنافسى ، از اعمش ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح شاعر بوده است .
و از يزيد بن هارون شنيدم كه مىگفت * شريح شاعرى پىشناس و قاضى بود .
گويد فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت شنيدم سفيان مىگفت * از شريح پرسيده