تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
( 1 ) * به ابو ميسره گفته شد چه چيزى تو را به هنگام اقامه معطل مىكند ؟ گفت : يك ركعت نماز مىگزارم . گويد فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت شريك ، از عاصم ، از ابو وائل براى ما نقل كرد كه مىگفته است * ابو ميسرة وصيت كرد و گفت كسى را بر جنازه من فرا مخوانيد و همچون آگاه كردن دوره جاهلى مكنيد . گور مرا بلند مسازيد و يك پشته نى بر لحدم بگذاريد كه خود ديدم مهاجران اين كار را دوست مىدارند . گويد فضل بن دكين ، از ابو الاحوص ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو ميسره وصيت كرده است بر لحد او پشته‌يى نى بگذارند ، گويد چهار رشته نى را روى يك ديگر نهادند و بر لحد او گذاردند . گويد حسن بن موسى ، از زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو ميسرة فرمان داد كه بر لحد او پشته‌يى نى يا چند رشتهء نى بگذارند و گفت آسوده خاطرم كه وامى بر عهده‌ام نيست و فرزندى بر جاى ننهاده‌ام . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن زيد ، از عاصم بن بهدلة ، از ابو وائل ما را خبر داد كه * چون مرگ ابو ميسرة عمرو بن شرحبيل فرا رسيده گفته است گمان مىكنم كه اينك آمادهء مرگم و اندوهى جز هول مطلع و بيم رستاخيز ندارم ، كه نه مالى و نه وامى و نه نان‌خورهايى كه پس از خود نگرانى آنان بر انديشه‌ام باشد ندارم و چون درگذشتم كسى را از مرگم آگاه مسازيد و تندتر حركت كنيد و بر لحدم نى بگذاريد كه ديدم مهاجران آن كار را دوست مىدارند و گور مرا بلند مسازيد كه خود ديدم مهاجران آن را خوش نمىدارند . گويد يحيى بن عباد ، از حماد بن سلمة ، از عاصم بن بهدلة ، از ابو وائل ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو ميسرة عمرو بن شرحبيل گفت : گور مرا مرتفع و دراز مسازيد كه مهاجران اين كار را خوش نمىداشتند . گويد وكيع و فضل بن دكين هر دو ، از سفيان ، از ابو اسحاق ما را خبر دادند كه مىگفته است * ابو ميسرة وصيت كرد كه شريح قاضى مسلمانان بر او نماز بگزارد . گويد فضل بن دكين ، از يونس ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو ميسرة به برادرش ارقم وصيت كرد و گفت : هيچ يك از مردم را براى حضور در مراسم من آگاه مكن . و بايد شريح كه قاضى و امام مسلمانان است بر من نماز بگزارد . پيكرم را شتابان‌تر ببريد و بر لحدم جز پشته‌يى نى مگذار .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 555 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد