تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
( 1 ) است از پدرم شنيدم از فجيع عامرى نقل مىكرد كه * به حضور پيامبر ( ص ) رفته و گفته است چه هنگام و چه چيزى از مردار براى ما حلال است ؟ پيامبر فرموده است : خوراك شما چيست ؟ گويد گفتيم : قدحى آب بامداد مىنوشيم و قدحى شامگاه ، و گرسنگى پابرجاست . پيامبر استفاده از مردار را در اين حال براى آنان روا فرمود . [ 1 ]

عتّاب بن شمير

گويد فضل بن دكين ، از عبد الصمد بن جابر بن ربيعه ضبّى ، از گفتهء مجمّع پسر عتاب بن شمير ، از پدرش عتاب ما را خبر داد كه مىگفته است * به پيامبر گفتم : اى رسول خدا ! مرا پدرى سالخورده و فرتوت و برادرانى است . اجازه مىخواهم پيش آنان بروم شايد اسلام آورند و آنان را به پيشگاهت بياورم . پيامبر ( ص ) فرمود : « اگر آنان اسلام آوردند همان براى ايشان بهتر و مايهء خوشبختى ايشان است و اگر آن جا هم بمانند اسلام گسترده است ، يا پهناور است » .

ذو الجوشن ضبابى

گويد هشام بن محمد بن سائب كلبى مىگفت ، نام ذو الجوشن ، شرحبيل و نام پدرش اعور بن عمرو بن معاوية است ، و اين معاويه همان ضباب بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة است . گويد كس ديگرى جز هشام مىگفت * نام ذو الجوشن ، جوشن و پسر ربيعه كلابى است . ذو الجوشن پدر شمر بن ذو الجوشن است كه در كشتن حسين بن على - عليهما السلام - حضور داشته و كنيهء شمر ، ابو السابغة بوده است . گويد يزيد بن هارون ، از جرير بن حازم ما را خبر داد كه مىگفته است ابو اسحاق سبيعى براى ما نقل كرد كه * جوشن بن ربيعه كلابى در حالى كه هنوز مشرك بود به حضور
هامش
[ 1 ] . ابن اثير در كتاب النهايه ذيل كلمه صبح ، در ج 3 ، ص 5 اين حديث را به صورتى ديگر و صحيح‌تر آورده است كه پيامبر فرموده‌اند : هر گاه براى بامداد و شامگاه خود جرعه‌يى شير پيدا نكرديد و هيچ گياه و علفى هم براى خوردن نيافتيد استفاده از مردار براى شما روا خواهد بود . لطفا براى آگهى بيشتر به آن جا مراجعه فرماييد .