( 1 )
اغرّ مزنى
در بارهء او جهنى هم گفتهاند .
گويد عفان بن مسلم ، از گفتهء شعبه ، از عمرو بن مرّه ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو بردة شنيدم كه مىگفت از مردى به نام اغرّ كه از قبيلهء جهينة و از اصحاب پيامبر ( ص ) و سرگرم سخنرانى بود شنيدم كه چنين مىگفت كه شنيده است * حضرت ختمى مرتبت مىفرموده است :
« اى مردم ! به سوى خداى خود توبه بريد ، كه من در هر روز صد بار توبه - آمرزش خواهى - مىكنم » . [ 1 ]
هانى بن يزيد
ابن نهيك بن دريد بن سفيان بن ضبّاب . از قبيلهء حارث بن كعب است .
گويد فضل بن دكين ، از قيس بن ربيع ، از مقدام بن شريح ، از پدرش ، از پدر بزرگش هانى بن يزيد ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه گروهى از بنى حارث به حضور پيامبر ( ص ) رسيده است . گويد : كنيهء هانى ، ابو حكم بوده و آن اشخاص او را ابو الحكم صدا مىكردهاند . پيامبر ( ص ) از او پرسيدهاند « چرا اينان تو را با كنيهء ابو حكم كنيه دادهاند ؟ » . گفته است : از اين روى كه هر گاه ميان آنان كارى به ستيز مىانجامد پيش من مىآيند و من ميان ايشان داورى مىكنم . رسول خدا پرسيدهاند آيا فرزند دارى ؟ گفته است : آرى . پرسيدهاند كداميك بزرگتر است ؟ گفته است : شريح . فرمودهاند : تو ابو شريح هستى . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . با اندك تفاوتى به شماره 3382 در جامع الصغير سيوطى و در كتاب الادب بخارى آمده است و به پا برگ شماره يك احياء علوم الدين غزالى ، چاپ دار الشعب قاهره ، ص 2083 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . آيا سبب منع او از كنيهء ابو حكم براى اختصاص اين كنيه به ابو جهل دشمن سرسخت اسلام است ؟ به هر حال مسلمانان پس از اين منع از برگزيدن اين كنيه خوددارى مىكردهاند و كمتر به چشم مىخورد . به عنوان مثال در دايرة المعارف بزرگ اسلام فقط يك تن با كنيهء ابو حكم مغربى معرفى شده است .