( 1 ) صخر چون قومى مسلمان مىشوند خونها و اموال خود را پاس مىدارند ، عمهاش را به او بسپر و من چنان كردم .
صخر مىگويد * پيامبر ( ص ) چاه آبى از بنى سليم را در اختيار من گذاشته بود . آنان به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و آب خود را مطالبه كردند . آن حضرت مرا فراخواند و فرمود : اى صخر چون قومى مسلمان شوند اموال و خونهاى خود را پاس مىدارند ، چاه آنان را به خودشان برگردان ، و من آن را به ايشان پس دادم .
عروة بن مضرّس
ابن اوس بن حارثة بن لام طايى . اسلام آورد و از اصحاب رسول خدا ( ص ) شد و پس از آن ساكن كوفه شد .
عروه همان كسى است كه خالد بن وليد چون در جنگ بطاح ، عيينة بن حصن را كه مرتد شده بود به اسيرى گرفت همراه او پيش ابو بكر فرستاد . گويد بطاح نام آبى از بنى تميم است .
گويد فضل بن دكين ، از زكريا ، از عامر ما را خبر داد كه مىگفته است عروة بن مضرس بن اوس بن حارثة بن لام برايم نقل كرد كه * به روزگار حضرت ختمى مرتبت حج گزارده است و هنگامى رسيده است كه شب بوده و مردم در مشعر بودهاند . او شبانه براى درك محضر پيامبر ( ص ) به عرفات رفته و همان شب به مشعر برگشته است . آن گاه به حضور پيامبر آمده و گفته است : اى رسول خدا خويشتن را به رنج افكندم و شترم را نزار و فرسوده كردم . با اين همه آيا حج من درست و پذيرفته است ؟ پيامبر فرمود : هر كس نماز صبح را در مشعر الحرام با ما بگزارد و تا هنگامى كه از مشعر حركت مىكنيم همراه ما درنگ كند و پيش از آن چه شب و چه روز از عرفات به مشعر آمده باشد حج او تمام و وظيفهاش انجام و احرام او سپرى شده است .
هلب بن يزيد
ابن عدى بن قنافة بن عدى بن عبد شمس بن عدى بن اخزم طائى . نام اصلى او سلامة بوده