( 1 ) است . او كه كچل بوده به حضور پيامبر ( ص ) آمده است و آن حضرت دست بر سرش كشيدهاند موى بر سرش روييد و بدين سبب به هلب [ 1 ] مشهور شد . او پدر قبيصة بن هلب است كه از او حديث روايت شده است .
زاهر
پدر مجزأة بن زاهر اسلمى است . او از بيعت كنندگان زير درخت است - بيعت رضوان - و ساكن كوفه شده است .
نافع بن عتبة
ابن ابى وقاص بن اهيب بن عبد مناف بن زهرة . او برادر زاده سعد بن ابى وقاص است .
لبيد بن ربيعة
ابن مالك بن جعفر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة . كنيهاش ابو عقيل و شاعرى نامدار است . او به حضور پيامبر ( ص ) آمد و اسلام آورد و به سرزمين قوم خود برگشت . سپس به كوفه هجرت كرد و پسرانش همراهش بودند . او در كوفه همان شبى كه معاويه براى صلح با حسن بن على ( ع ) در نخيلة فرود آمد درگذشت . او را در صحراى محل سكونت خاندان جعفر بن كلاب به خاك سپردند . پسرانش به صحرا برگشتند و همان زندگى اعراب باديهنشين را پسنديدند . لبيد پس از مسلمانى خود شعرى نسرود و گفت : خداوند به جاى شعر ، قرآن را براى من جانشين قرار داد . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . هلب در لغت به معنى مو و موى ستبر است . به لسان العرب مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . لبيد داراى عمرى دراز بوده و درگذشته به سال 41 هجرى است . او از اصحاب معلقات است . بخشى از اشعار او در ديوان كوچكى چاپ و به آلمانى هم ترجمه شده است . براى آگهى بيشتر از منابع به زركلى ، الاعلام ، ج 6 ، ص 104 مراجعه فرماييد .