تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
( 1 ) كنيهء جارود ، ابو غياث است و گفته‌اند ابو منذر بوده است . او اين فرزندان را داشته است : منذر و حبيب و غياث كه مادرشان امامة دختر نعمان از شاخهء خصفه قبيلهء جذيمه است . عبد الله و سلم كه مادرشان دختر جد است كه از خاندان بنى عائش از قبيلهء عبد القيس است . مسلم و حكم كه حكم را نسلى باقى نمانده است و او در سيستان كشته شده است . پسران جارود از اشراف هستند . منذر مردى بخشنده و سرور و سالار بوده و امير مؤمنان على ( ع ) او را به حكومت اصطخر گماشت و هيچ كس پيش او نمىرفت مگر اينكه پيوند او را رعايت مىكرد و سپس عبيد الله بن زياد او را به فرماندهى مرز هند گماشت و همان جا به سال شصت و يك يا آغاز سال شصت و دو هجرى درگذشت و به هنگام مرگ شصت ساله بود .

صحار بن عباس عبدى

او از خاندان مرّة بن ظفر بن ديل و كنيه‌اش ابو عبد الرحمان و همراه نمايندگان عبد القيس بوده است . گويد سعيد بن سليمان ما را خبر داد و گفت ملازم بن عمرو ، از گفتهء سراج بن عقبه ، از گفتهء عمه‌اش خالده دختر طلق براى ما نقل كرد كه مىگفته است پدرم براى ما گفت * حضور پيامبر ( ص ) نشسته بوديم صحار عبد القيس آمد و گفت : اى رسول خدا ! راى شما در باره شرابى - باده‌يى - كه از ميوه‌هاى خود مىسازيم چيست ؟ پيامبر ( ص ) از او روى برگرداند . صحار سه بار پرسيد . و پيامبر همچنان فرمود . آن گاه آن حضرت با ما نماز گزارد و چون نماز تمام شد فرمود : « چه كسى از باده مىپرسيد ؟ خود مياشام و آن را به برادرت هم مياشامان . سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست هيچ كس آن را به منظور رسيدن به خوشى مستى نمىآشامد مگر اينكه خداوند روز رستخيز به او باده طهور نخواهد آشاماند » . گويد صحار از كسانى بود كه به خونخواهى عثمان قيام كرد .
هامش
[ ] شده است و گفته‌اند در سواحل فارس درجايى به نام گردنه جارود كشته شده است . او ساكن بصره بوده است . ابن حجر عسقلانى هم در الاصابة ، ج 1 ، ص 217 گفته‌هاى گوناگون را آورده و افزوده است مرگ او به سال بيست و يكم بوده است . ابن عبد البر هم در الاستيعاب همان جلد اصابه ، حاشيه ص 248 سال مرگ او را بيست و يكم مىداند .