تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
( 1 ) را نپذيرفت . بار ديگر خرما برد و گفت : اين هديه است . پيامبر ( ص ) آن را پذيرفت . عمرو با مهربانى چندان چاره‌سازى كرد كه توانست بر شانه برهنه پيامبر نظر افكند . رسول خدا او را به مسلمانى فراخواند و اسلام آورد . آن حضرت سوره فاتحة و علق را به او آموخت و فرمود : اينك دايى خود را به اسلام فراخوان . عمرو بن عبد قيس به ديار خود برگشت و راهنماى او در مكه ماند . عمرو بن قيس چون به بحرين رسيد و به خانهء خود درآمد بر آيين اسلام سلام داد . همسرش شتابان و با نفرت خود را به پدر رساند و فرياد برآورد كه سوگند به پروردگار كعبه عمرو از دين برگشته است . پدر او را از خود راند و گفت : بسيار ناخوش مىدارم كه زن با شوهر خود خلاف و ستيز كند . آن گاه اشج پيش عمرو بن قيس آمد و او درستى آن خبر را به آگاهى اشج رساند . اشج مسلمان شد و مدتى اسلام خويش را پوشيده داشت . سپس در همان حال كه اسلام آوردن خود را پوشيده مىداشت همراه هفده تن براى رفتن به حضور پيامبر ( ص ) بيرون آمد و همگى از مردم هجر [ 1 ] بودند . پاره‌يى از مورخان گفته‌اند كه آنان دوازده مرد بوده‌اند . ايشان به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و اسلام آوردند .

طريف بن ابان

ابن سلمة بن جارية . از خاندان جديلة بن اسد بن ربيعه است و به حضور پيامبر ( ص ) آمده است .

عمرو بن شعيث

از خاندان عصر قبيله عبد القيس است و به حضور پيامبر ( ص ) آمده است .

جارية بن جابر

او هم از خاندان عصر و از همراهان نمايندگان عبد القيس بوده است .
هامش
[ 1 ] . هجر همان بحرين است و نامى است كه به همهء بحرين گفته مىشود . به ترجمه برگزيده مشترك ياقوت ، به قلم مرحوم محمد پروين گنابادى ، تهران ، امير كبير ، 1362 ، ص 185 مراجعه فرماييد .