تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
( 1 )

ابو بكر بن منكدر

برادر پدر و مادرى محمد و عمر است . ابو بكر بن منكدر اين فرزندان را آورده است : عبد الله و ابراهيم كه مادرشان عبدة دختر عبد الله بن ربيعة بن عبد الله بن عبد الله بن هدير بن عبد العزّى است . احمد بن ابى اسحاق از گفتهء غسان بن مفضّل ما را خبر داد كه مىگفته است سعيد بن عامر براى ما نقل كرد كه * عربى صحرانشين به مدينه آمد و چون احوال و فضايل و موقعيت اجتماعى پسران منكدر را ديد و از مدينه بيرون رفت ، مردى او را ديد و پرسيد مردم مدينه را در چه حالى رها كردى ، مردم چگونه بودند ؟ گفت : به خير و نيكى و اگر مىتوانى از خاندان منكدر بشوى چنان كن . واقدى مىگويد : ابو بكر بن منكدر از برادرش محمد بزرگتر و محدثى مورد اعتماد و كم حديث بود .

محمد بن منذر

ابن زبير بن عوّام بن خويلد بن اسد بن عبد العزّى بن رباح بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب . محمد بن منذر اين فرزندان را آورده است : سعيد كه مادرش نائله دختر عبد الله بن حنظله غسيل بن ابى عامر راهب از انصار است . زبير و عاتكه كه مادرشان فارعة دختر مسلم بن زرارة از خاندان ابو بكر بن كلاب است . فليح و فليحة كه مادرشان فاخته دختر عبد الله بن زبير بن عوّام است و عبيدة و عمر و عبيد الله و منذر و عمرو و دخترى به نام ام عمرو كه مادرشان كنيزى است . محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از قول پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * محمد بن منذر بن زبير بن عوام از بردبارتر و شريف‌تر مردمان بود و چون از راهها مىگذشت مردم براى بزرگداشت او آتشها را خاموش مىكردند و مىگفتند اين محمد بن منذر است بر او دود مدميد . گويد : روزى او را ديدم كه بند كفش او پاره شد آن را از پا در آورد كفش ديگرش را هم بيرون آورد و همان جا گذاشت و بدون اعتنا پى كار خود