( 1 ) مردم صالحان هستند .
معن بن عيسى ما را خبر داد و گفت مالك بن انس براى ما نقل كرد كه * محمد بن منكدر را در دو جامهء گلى رنگ و دو جامهء رنگ شده به زعفران ديده كه چندان تميز نبوده است .
اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس و عبد الرحمان بن مقاتل قشيرى دايى عبد الله بن مسلمة بن قعنب ، از گفتهء عبد الملك بن قدامة براى ما نقل كردند كه مىگفته است * محمد بن منكدر را ديده است كه نماز مىگزارده و تكمهها و بندهاى پيراهنش گشوده بوده است .
محمد بن عمر واقدى مىگويد : محمد بن منكدر از جابر بن عبد الله و اميمه دختر رقيقه و عروة بن زبير و عبد الرحمان بن سعيد بن يربوع و ربيعة بن عبد الله بن هدير كه عموى محمد بن منكدر بوده است و از حسن بصرى و سعيد بن جبير حديث شنيده است .
محمد بن منكدر محدثى مورد اعتماد و كم حديث و پرهيزكار و عبادت پيشه بوده است و بيشتر از جابر بن عبد الله حديث نقل مىكرده است . محمد بن منكدر به سال يكصد و سى و يك در مدينه درگذشته است .
عمر بن منكدر
برادر پدر و مادرى محمد است . عمر فرزند نداشته و از عابدان بسيار كوشا بوده است .
علاء بن عبد الجبار مكى عطار از گفتهء نافع بن عمر جمحى ما را خبر داد كه مىگفته است * مادر عمر بن منكدر به او مىگفته است : دوست مىدارم تو را خفته ببينم . پاسخ مىداده است كه مادرجان ! شب فرا مىرسد و بيم مرا فرو مىگيرد سپيده دم براى من فرا مىرسد و حال آنكه هنوز وظايف خود را انجام ندادهام .
احمد بن ابى اسحاق از گفتهء علاء بن عبد الجبّار ما را خبر داد كه مىگفته است نافع بن عمر براى ما نقل كرد كه * مردى با اموالى به مدينه آمد و گفت : مرا به مردى از قريش راهنمايى كنيد تا اين اموال را به او بدهم . او را به عمر بن منكدر راهنمايى كردند . آن مرد اموال را پيش او برد . عمر بن منكدر از پذيرفتن آن خوددارى كرد . آن مرد گفت : اين شخص از پذيرفتن خوددارى كرد پس از او چه كسى است ؟ گفتند : پس از او كسى را همچو ابو بكر بن منكدر نمىشناسم . آن مرد خواست به او بدهد از پذيرفتن خوددارى كرد .