( 1 ) اضطراب مىافتاد كه پرندهاى در آب افتاده باشد . آن گاه عقده به گلويش مىگرفت و سپس صداى گريهاش بلند مىشد و چندان به سختى مىگريست كه مىگفتم جان از تنش بيرون خواهد رفت . با مهربانى لحاف را از روى خودم و او كنار مىزدم و مىگفتم اى كاش ميان ما و اين حكومت فاصله خاور و باختر مىبود و به خدا سوگند از هنگامى كه به حكومت درآمديم شادى و مسرتى نديديم .
محمد بن سعد گويد سعيد بن عامر ما را خبر داد و گفت جعفر بن سليمان براى ما نقل كرد كه * مالك بن دينار [ 1 ] هر گاه از عمر بن عبد العزيز ياد مىكرد مىگريست و مىگفت كه در عمل داراى زن نبود .
احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت شنيدم ابو بكر بن عياش ضمن ياد كردن از عمر بن عبد العزيز مىگفت * همانا از ناحيهء دير سمعان مردى محشور مىشود كه از خداى خود مىترسيده است .
گويند عمر بن عبد العزيز محدثى امين و مورد اعتماد و داراى علم و فقه و پارسايى و پيشوايى به راستى دادگر بوده است و احاديث بسيارى روايت كرده است . خدايش رحمت كناد و از او خشنود باد . [ 2 ]
عبد الله بن عمرو
ابن عثمان بن عفان بن ابى العاص بن امية بن عبد شمس . مادرش حفصة دختر عبد الله بن عمر بن خطاب است . مادر حفصة صفيه دختر ابو عبيد بن مسعود ثقفى است ، مادر صفيه عاتكه دختر اسيد بن ابى العيص بن اميه است ، مادر عاتكه زينب دختر ابى عمرو بن اميه است .
عبد الله بن عمرو اين فرزندان آورده است : خالد و عبد الله و عايشه ، اين عايشه را سليمان بن عبد الملك بن مروان به همسرى گرفته است و عايشه براى او فرزند آورده است .
هامش
[ 1 ] . مالك بن دينار بصرى از محدثان بسيار پارسا و قانع كه از راه نوشتن قرآن كسب معاش مىكرد و شهره به نيكنامى و خوش نفسى است . او به سال 131 هجرى درگذشته است . به ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 3 چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد ، مصر ، 1367 ق ، ص 287 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . در چاپ بريل پس از آنكه چند سطر نقطه چين است كه دليل بر افتادگى است نوشته شده است الطبقة السادسة « طبقه ششم » ، اينك بخش افتاده از چاپ استاد محمد عبد القادر عطا ترجمه مىشود - م .