تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
( 1 ) تبهكارى ندارند و فرجام پسنديده از آن پرهيزگاران است » . [ 1 ] عفّان بن مسلم ما را خبر داد و گفت محمد بن مروان ، از عمارة بن ابى حفصه براى ما نقل كرد كه * مسلمة بن عبد الملك در بيمارى مرگ عمر بن عبد العزيز پيش او رفت و گفت : چه كسى را وصى خانواده خود قرار مىدهى - دربارهء خانواده‌ات به چه كسى سفارش مىكنى ؟ عمر گفت : هر گاه خدا را فراموش كردم ، فرا يادم آور . مسلمه بار ديگر سخن خود را تكرار كرد كه دربارهء خانواده‌ات به چه كسى سفارش مىكنى ؟ عمر گفت : ولى من ميان ايشان خدايى است كه كتاب را نازل فرموده است و همو ولايت نيكوكاران را عهده‌دار است . [ 2 ] محمد بن عمر واقدى مىگفت هشام بن غاز ، از سليمان بن موسى ما را خبر داد كه مىگفته است * چون مرگ عمر بن عبد العزيز نزديك و محتضر شد براى يزيد بن عبد الملك نوشت : اما بعد بر حذر باش كه مبادا به هنگام قدرت و توانگرى فرو افتى كه آن لغزش بخشوده نخواهد شد و امكان بازگشت فراهم نخواهد بود آنان كه از پى خود گذارى ستايشت نخواهند كرد و به پيشگاه كسى كه مىروى معذورت نمىدارد ، و السلام . روح بن عبادة ما را خبر داد و گفت حجاج بن حسّان تيمى ، از سالم بن بشير برايم نقل كرد كه * چون عمر بن عبد العزيز محتضر شد براى يزيد بن عبد الملك چنين نوشت : سلام بر تو باد ، اما بعد اينك براى خود چيزى جز سرنوشت - مرگ - نمىبينم و كار خلافت را چنان مىبينم كه به زودى به تو خواهد رسيد . خدا را دربارهء امت محمد پيامبر گرامى ، چنان مباد كه دنيا را براى كسانى واگذارى كه تو را ستايش نكنند و به پيشگاه كسى روى كه تو را معذور نخواهد داشت و سلام بر تو . محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت محمد بن عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از گفته عبد العزيز بن عمر برايم نقل كرد كه مىگفته است * پدرم وصيت كرد در پنج پارچه پنبه‌اى - كرباس درشت بافت - كفن شود . محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت عبيد الله بن عبد العزيز ، از ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم برايم نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز وصيت كرده است در پنج پارچه كه از جمله پيراهن و عمامه بوده است كفن شود .
هامش
[ 1 ] . آيه 83 ، سوره بيست و هشتم - القصص . [ 2 ] . با اندك تصرفى همان آيه 196 سورهء اعراف است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 102 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد