به افرادى كه مورد تعرض واقع شده است . مثلا اگر گفته شود « جاءنى زيد بل عمرو » منظور آن است كه عمرو آمده و زيد نيامده است نه اينكه عمرو آمده باشد و در بين همه افراد ، آمدن اختصاص به او داشته باشد .
نكته ديگر اينكه كلمه « بل » 5 نوع است كه در اينجا تنها به 3 مورد آن اشاره شده است و از ميان تمام انواع « بل » فقط يك مورد آن داراى مفهوم بوده و بقيه آنها مفهوم ندارند .
تستعمل بل الاضرابية على وجوه « بل » اضرابيه به چند صورت استعمال مىشود . الف ) ما كان لاجل ان المضرب عنه انما اوتى به غفلة او سبقه به لسانه فيضرب بها عنه الى ما قصد بيانه صورت اول آن است كه مضرب عنه [ يعنى كلمهء قبل از بل ] اشتباهى گفته شده يا از زبان گوينده بدون اينكه آن را اراده كرده باشد خارج شده است پس متكلم به وسيله « بل » آن را رها كرده و همان چيزى كه مدّ نظر دارد را بيان مىكند كما اذا قال : جاءنى زيد بل عمرو ؛ اذا التفت الى ان ما اتى به اولا صدر عنه غفلة فلا تدل على الحصر مثل اينكه [ گوينده مىخواست از آمدن عمرو خبر دهد اما لفظ زيد از دهانش خارج شد و گفت زيد آمد بعد فورا كلام خودش را تصحيح كرده و گفت : بلكه عمرو آمد ] وقتى كه متوجه شد كه آن لفظ اولى كه از او صادر شده از روى غفلت و اشتباه بوده فورا به وسيله « بل » جبران نمود كه اينگونه از موارد
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤١٧