قول مشركان نقل مىكند كه آنها فرشتگان را فرزندان خدا مىدانسته و مىگفتند : خداوند براى خود فرزندى انتخاب كرده است [ و خداوند در مقام منع از اين عقيده مىفرمايد ] بلكه آنها ( فرشتگان ) تنها بندگان مورد احترام خدا هستند . كه معنى آيهاى است كه فرشتگان فقط بندگان خدا هستند و نه فرزند يا چيز ديگر . و نحوه قوله سبحانه
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ
( المؤمنون / 70 ) و الآية تدل على حصر ما جاء به فى الحق و مانند اين آيه شريفه كه از قول كفار مكه نقل مىكند كه آنها نسبت به ساحت قدس نبوى جسارت كرده و مىگفتند : او ( يعنى پيامبر ) مجنون است و خداوند در مقام بطلان سخن آنها مىفرمايد : بلكه پيامبر ( ص ) تنها براى مردم حق را آورده است اما آنها نسبت به پذيرش حق نافرمانى مىكنند . كه اين آيه دلالت مىكند كه پيامبر اسلام صرفا به حق آمده و هرگونه نسبت ديگرى به ايشان صحيح نمىباشد .
4 - من ادوات الحصر توسيط ضمير الفصل بين المبتدأ و الخبر ( يكى از ادوات حصر فاصله شدن ضمير فصل بين مبتدا و خبر است )
مثل قولك زيد هو القائم مانند اينكه گفته شود : زيد خودش ايستاده است [ كه آمدن ضمير « هو » در بين مبتدا و خبر دلالت دارد كه فقط زيد به