تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
دلالت بر حصر ندارند ب ) ما كان لاجل التأكيد فيكون ذكر المضرب عنه كالتوطئة و التمهيد لذكر المضرب اليه فلا تدل على الحصر نوع دوم آن است كه « بل » براى تأكيد مطالب قبل آمده است يعنى در واقع مضرب عنه [ يعنى كلمات قبل از بل ] بعنوان مقدمه و زمينه‌ساز براى ذكر مضرب اليه [ يعنى كلمه بعد از بل ] مىباشند كه اين مورد هم دلالتى بر حصر ندارد كقوله سبحانه
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا
( الاعلى / 14 - 16 ) مانند اين آيات شريفه كه مىفرمايند : حقيقتا كسى رستگار شد كه تزكيه كرد ( يا زكات داد ) و به ياد خدا بود و نماز خواند بلكه در زندگى دنيا ايثار كرده و به خودش سخت گرفت [ كه در اين آيات ، پرداخت زكات و ياد خدا و اقامه نماز بعنوان مقدمه براى بيان ايثار و از خودگذشتگى يا سخت‌گيرى در زندگى دنيا مطرح شده‌اند ] ج ) ما كان فى مقام الردع و ابطال ما جاء اولا فتدل على الحصر نوع سوم آن است كه به وسيله « بل » مىخواهيم مطالب ذكرشدهء قبل از آن را باطل نماييم كه اين مورد دلالت بر حصر دارد قال سبحانه
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ
( الانبياء / 26 ) و المعنى بل هم عباد فقط مانند اينكه خداوند سبحان از