السمك فى البحر » يعنى من ماهىهاى اين دريا را به تو فروختم و ديگرى در پاسخ او مىگويد : « بطل البيع » يعنى معامله باطل است . حال اگر بخواهد جمله دوم با اول مرتبط باشد لازم است در اين بين چيزى وجود داشته باشد چرا كه در غير اين صورت گفتن جملهء « معامله باطل است » على الظاهر ربطى به جمله اول نخواهد داشت . و لذا بعد از كمى دقت متوجه مطلب سومى مىشويم كه آن شىء سوم مىتواند بعنوان ربطدهنده و علت جمله دوم مطرح شود و آن اينكه در معامله و بيع ، قدرت داشتن فروشنده نسبت به تحويل دادن چيزى كه مىفروشد به مشترى ، شرط است يعنى بايع بايد قدرت بر تسليم كالا به مشترى داشته باشد و در مثال ذكر شده چون فروشنده ماهى نمىتواند آنها را به مشترى تحويل دهد معاملهاش باطل است . كه دلالت آن دو جمله بر اين شىء سوم ( يعنى قدرت داشتن مشترى بر تسليم كالا ) را دلالت تنبيه ناميدهاند .
اما دلالت اشاره در موردى است كه ما با دو جمله مواجه هستيم كه على الظاهر ربطى به يكديگر هم ندارند بلكه هركدام از آنها براى هدف خاصى بيان شدهاند اما وقتى كه آنها را به يكديگر ضميمه مىكنيم از انضمام آنها مطلب سومى هم كشف مىشود . مثلا خداوند در آيه 15 سوره احقاف در بيان مشكلات و سختىهايى كه مادر از به دو حامله شدن تا از شير گرفتن فرزند متحمل مىشود فرموده است و
حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
يعنى مدت زمان حمل و از شير گرفتن بچه مجموعا 30 ماه است .