از كلام گوينده فهميده مىشود اما توصيف نمىشود كه او آن را گفته باشد و لاجل اختلاف المدلولين فى الظهور و الخفاء ليس للمتكلم انكار المدلول الاول بخلاف المدلول الثانى و به خاطر تفاوت اين دو مدلول از نظر روشن بودن يا مخفى بودن ، گوينده مدلول اول ( منطوق ) را نمىتواند انكار نمايد بر خلاف مدلول دوم ( مفهوم ) كه گوينده مىتواند منكر آن بشود [ چرا كه در كلام آن را تلفظ نكرده است ] فاذا قال المتكلم اذا جاءك زيد فاكرمه فان هنا مدلولين پس وقتى گويندهاى بگويد :
هرگاه زيد به نزد تو آمد او را اكرام كن ، پس بهدرستى كه در اينجا دو مدلول وجود دارد احدهما وجوب الاكرام عند المجيء و هذا مما نطق به المتكلم و ليس له الفرار منه و لا انكاره مدلول اول ، واجب بودن اكرام زيد در وقت آمدن او كه گوينده اين مطلب را تلفظ كرده و نمىتواند از آن فرار نمايد يا آن را انكار كند و الآخر عدم وجوب الاكرام عند عدم المجيء و هذا يفهم من الكلام و بامكان المتكلم التلخص عنه بنحو من الانحاء و مدلول ديگر ، واجب نبودن اكرام زيد در صورت نيامدن اوست كه اين مطلب از كلام فهميده مىشود اما چون در قالب جمله به آن تلفظ نشده است براى گوينده فرار از آن و انكار آن به شكلى از اشكال ممكن مىباشد فالاول مدلول منطوقى و الثانى مدلول مفهومى پس اولى كه در جمله بيان شده بود مدلول منطوقى و دومى كه صراحتا ذكر نشده بود مدلول مفهومى است و لعل ما ذكرناه هو
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٣٠