تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
لفظى كه لزومش بيّن به معناى اخص است فهميده مىشود يعنى چيزى كه ظاهرا در كلام تلفظ نشده اما آن جمله و الفاظ آن متضمن آن معنا هستند و معمولا همين معنا از مفهوم مورد بحث اصوليين است . و البته اين مفهوم مورد بحث اصوليين يك معناى مفرد در برابر جمله نيست بلكه يك قضيه‌اى است كه داراى موضوع و محمول و گاهى داراى شرط و جزاء مىباشد كه نوعا متضمن حكم انشايى يا اخبارى هم هست . مثلا وقتى گفته مىشود « ان جاء زيد فاكرمه » يعنى هروقت زيد آمد او را اكرام كن ، در اين جمله دو مطلب وجود دارد . يكى وجوب اكرام زيد موقع آمدن او ، كه اين مطلب صراحتا در جمله ذكر شده و الفاظ كلام به دلالت مطابقى برآن دلالت دارند ( منطوق ) و ديگر اينكه واجب نبودن اكرام زيد در صورتى كه نيايد كه اين مطلب در جمله ذكر نشده است اما ظاهر جمله شرطيه‌اى كه اكرام را وابسته بر آمدن كرده است اين است كه اگر زيد نيامد اكرام او واجب نيست ( مفهوم ) . و لذا در تعريف مفهوم و منطوق گفته‌اند منطوق آن حكمى است كه لفظ در محل نطق برآن دلالت دارد ( يعنى دلالت مطابقه ) و مفهوم آن حكمى است كه لفظ در غير محل نطق برآن دلالت مىكند ( يعنى دلالت التزامى ) . عبارت كتاب چنين است : ان مداليل الجمل على قسمين به‌درستى كه مدلول جمله‌ها دو نوع است قسم يصفه العرف بان المتكلم نطق به و قسم يفهم من كلامه و لكن لا يوصف بان المتكلم نطق به يك نوع از آن ، همان است كه عرف توصيف مىكند كه گوينده آن را تلفظ كرده است و نوع ديگر آن چيزى است كه
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 329 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت