اول اينكه منظور از عبادات در اين بحث ، واجباتى هستند كه به فرض تعلق امر به آنها ، وجوبشان ساقط نمىشود مگر اينكه به همراه قصد تقرب انجام شوند [ يعنى واجباتى كه مشروط به نيت و قصد تقرب هستند ] فخرجت التوصليات من التعريف لانها امور يسقط امرها و لو لم يأت بها كذلك پس واجبات توصلى [ مانند تطهير لباس و امثال آن ] از بحث ما خارج هستند زيرا آنها امورى هستند كه اگرچه با نيت و قصد تقرب همراه نباشند اما وجوبشان ساقط مىشود الثانى قد عرفت ان المراد من الصحة فى العبادات هو كون المأتيّ به مطابقا للمأمور به او ما يسقط الاعادة و القضاء نكته دوم اينكه شما [ سابقا و در بحث صحيح و اعم ] دانستيد كه منظور از صحت عبادت اين است كه عمل انجام شده از نظر شرائط و اجزاء كاملا مطابق با مأمور به و همان چيزى باشد كه به آن امر شده است يا عبادت صحيح آن است كه تكليف را از ذمه مكلف ساقط كند بهطورىكه نيازى به اعاده و تكرار يا قضاى آن نباشد . الثالث ان النهى ينقسم الى تحريمى و تنزيهى و الى نفسى و غيرى و الى مولوى و ارشادى و الظاهر دخول الجميع تحت عنوان البحث نكته سوم اينكه نهى يا تحريمى است [ مانند نهى از نماز حائض ] و يا كراهتى است [ مانند نهى از نماز خواندن در حمام و مطبخ ] و يا نفسى است [ يعنى بخاطر خودش از آن نهى شده مانند نهى از نماز حائض ] و يا غيرى است [ مانند نهى از اعتكاف حائض . زيرا كه اعتكاف بايد در مسجد صورت بگيرد و معتكف بايد روزه بدارد در حالى كه
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٠٩