تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
آنها براى ما معلوم است مانند وجوب زكات كه علت آن توجه و رسيدگى به حال فقرا و مستضعفان است . و البته بين اين دو تعريف تلازمى هم وجود ندارد يعنى ممكن است يك واجبى براساس تعريف اول جزء تعبدىها باشد و براساس تعريف دوم جزء توصلىها به شمار آيد مانند زكات كه براساس تعريف اول يك واجب تعبدى است زيرا در زكات نيت و قصد قربت لازم است اما طبق تعريف دوم جزء واجبات توصلى است چرا كه علت تشريع آن براى ما معلوم مىباشد . و نكته آخر اينكه معمولا آنچه در كتابهاى اصولى مورد نظر علماى علم اصول هست همان تعريف اول مىباشد . عبارت كتاب چنين است : الواجب التوصلى هو ما يتحقق امتثاله به مجرد الاتيان بالمأمور به باى نحو اتفق من دون حاجة الى قصد القربة واجب توصلى آن چيزى است كه محقق مىشود اطاعت آن به صرف انجام دادن مأمور به به هر شكلى كه باشد [ يعنى مهم اين است كه آن كار در خارج محقق شود ] بدون اينكه نيازى به قصد تقرب و نيت باشد كدفن الميت و تطهير المسجد و اداء الدين و رد السلام مانند دفن كردن ميت و تطهير مسجد از نجاست يا پرداخت بدهى و جواب سلام [ كه در هيچ‌كدام از اين‌ها نيت و قصد تقرب شرط نيست ] . الواجب التعبدى هو ما لا يتحقق امتثاله به مجرد الاتيان بالمأمور به بل لا بدّ من الاتيان به متقربا الى اللّه سبحانه كالصلاة و الصوم و الحج واجب تعبدى آن است كه به صرف انجام دادن آن ،