ضرورتى ندارد . آيت اللّه سبحانى در كتاب خود يكى از بهترين و جامعترين تعاريف را آوردهاند .
توضيح مطلب آن است كه اگر ما يك عمل واجبى را با چيز ديگرى مقايسه كرده و بسنجيم ارتباط آنها از دو حال خارج نيست زيرا يا وجوب آن عمل واجب وابسته برآن شىء خارجى است و يا اينكه وجوب آن عمل ، وابسته برآن شىء نيست مثلا اگر ما نماز را با تحصيل طهارت و دخول وقت بسنجيم مىبينيم كه وجوب نماز ربطى به تحصيل طهارت ندارد يعنى مكلف چه متطهر باشد يا نباشد به محض رسيدن وقت ، نماز واجب مىشود در حالى كه واجب شدن نماز وابسته بر رسيدن وقت و دخول وقت است يعنى مثلا تا ظهر شرعى نرسد يا تا غروب نشود نماز هم واجب نيست . بنابراين نماز نسبت به طهارت ، واجب مطلق مىباشد يعنى وجوبش وابسته بر طهارت نيست اما همين نماز نسبت به دخول در وقت ، واجب مشروط است يعنى وجوب نماز به شرطى محقق مىشود كه وقت خاصى فرابرسد و تا آن زمان خاص نيامده نماز واجب نيست .
با توجه به اين مثال معناى واجب مطلق و مشروط روشن شد و آن اينكه اگر واجب شدن چيزى وابسته بر چيز ديگرى نباشد به آن واجب مطلق مىگويند ولى اگر وجوب عملى وابسته بر تحقق چيز ديگرى باشد به آن واجب مشروط گفته مىشود . مثلا حج نسبت به استطاعت ، واجب مشروط است چرا كه تا مكلف مستطيع نباشد حج بر او واجب نمىشود پس وجوب حج مشروط به تحقق و حصول استطاعت مىباشد اما همين حج نسبت به قطع مسافت و پيمودن مسير ، واجب مطلق است زيرا واجب
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢١٨