ذى المقدمه ندارد بلكه صرفا براى حصول اطمينان به برئ الذمه شدن و سقوط تكليف آن را انجام مىدهند مثلا در موقع وضو گرفتن لازم است از باب احتياط ، مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشوييم تا يقين حاصل شود كه مقدار لازم براى وضو شسته شده است يا مثلا كسى كه جهت قبله را نمىداند و راهى هم براى پيدا كردن آن ندارد بايد به چهار طرف نماز بخواند تا يقين كند كه تكليف خود را ( نماز به سمت قبله ) انجام داده است .
لازم به ذكر است كه آنچه در بحث مقدمهء واجب مورد نزاع واقع شده همان مقدمهء وجود و صحت است كه تحقق يا صحت ذى المقدمه بر آنها وابسته است اما مقدمه وجوب و علم مورد نزاع و بحث نيستند چرا كه آنها يقينا واجب نمىباشند . توضيح مطلب آن است كه بر انسان لازم نيست كه مقدمات و اسباب وجوب تكاليف را فراهم نمايد چرا كه تا آن مقدمات حاصل نشوند وظيفهاى متوجه انسان نيست . مثلا بر ما لازم نيست كه خود را به زحمت انداخته و بيشتر كار كنيم و هرماهه مقدارى از درآمد خود را پسانداز نموده تا مستطيع شده و توانايى انجام حج را به دست آوريم بلكه اگر خداوند تفضل نمود و اسباب و زمينههاى مكه رفتن و انجام مناسك حج فراهم شد آنگاه حج بر ما واجب است . چرا كه لزوم مقدمهء واجب برگرفته از ذى المقدمه است و تا ذى المقدمه واجب نباشد مقدمهء آن واجب نمىشود مثلا تا حج واجب نباشد مقدمات آن و از جمله مقدمهء وجوب آن ، واجب نخواهد بود زيرا در غير اين صورت مشكل دور پيش خواهد آمد چرا كه از يك طرف ، وجوب حج وابسته بر استطاعت است و از طرف ديگر وجوب مقدمات و از جمله مقدمهء وجوب مانند استطاعت نيز وابسته بر وجوب اصل ذى المقدمه ( حج ) است و اين
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٠٠