تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
اما مقدمهء عادى عبارت است از چيزى كه اگر هم نباشد ، امكان تحقق ذى المقدمه از راههاى ديگر نيز وجود دارد اما عادت و روش مردم بر اين بوده كه معمولا اين واجب را به اين وسيله انجام مىدهند مثلا اگر مولى به ما امر كند كه به بالاى پشت بام برويم ، تحقق اين امر و اطاعت مولى وابسته بر اين است كه ما نردبام بياوريم و به كمك آن به بالاى پشت بام صعود كنيم . و اگرچه تحقق اين امر از راههاى ديگرى نيز ممكن است اما عادت و روش مردم اين است كه براى بالا رفتن بر پشت بام ، غالبا و معمولا از نردبام استفاده مىكنند . از اين جهت به آن مقدمهء عاديه گفته مىشود . عبارت كتاب چنين است : تعريف المقدمة . ما يتوصل بها الى شىء آخر على وجه لولاها لما امكن تحصيله مقدمه چيزى است كه مكلف به وسيله آن به چيز ديگرى مىرسد به‌طورى كه اگر آن مقدمه نباشد تحصيل و تحقق آن چيز ممكن نخواهد بود من غير فرق بين كون المقدمة منحصرة او غير منحصرة بدون اينكه تفاوتى باشد بين مقدمه منحصره ( يعنى مقدماتى كه تنها به وسيله آنها تحقق واجب ممكن مىشود و چيز ديگرى جايگزين آنها نمىگردد مثل اينكه پيمودن مسير و طى مسافت تنها راه ، براى رسيدن به مكه و انجام مناسك حج است و چيزى جايگزين آن نمىشود ) و مقدمه غير منحصره ( يعنى مقدماتى كه براى آنها جايگزين و بدل وجود دارد به‌طورى كه اگر آن مقدمه حاصل نشود ، امكان تحقق واجب به وسيله مقدمه ديگرى كه جايگزين آن مىشود وجود دارد مثلا وضو مقدمهء نماز است