مؤلف محترم كتاب ، به نظريهء دوم و قول مرحوم امام خمينى قدس سره متمايل هستند و مىگويند : لفظ امر در لغت عربى معادل با كلمه « فرمان » در زبان فارسى است و اين كلمهء « فرمان » در بردارنده معناى علوّ رتبه هست چرا كه هركسى شأنيت و جايگاه امركنندگى را ندارد و لذا به شخص آمر ، فرمانده مىگويند و « فرمانده » يعنى صاحب فرمان و كسى كه اين حق را دارد كه فرمان براند و امر كند و اگر كسى داراى چنين منزلتى نباشد و امر كند او را مذمت مىكنند و لذا در نفس همين كلمه ، شرط اول يعنى علوّ رتبه و بالاتر بودن آمر از مأمور نهفته است .
اما دليل بر اينكه علاوه بر علوّ رتبه ، استعلاء و تكيه داشتن آمر بر قدرت و توانايى خود در موقع امر كردن لازم است اين است كه اگر امركنندهء رفيع و عالىرتبه ، مطلبى را به صورت خواهش و استدعاء درخواست نمايد به آن امر گفته نمىشود .
سپس در ادامه بحث ، آيت اللّه سبحانى روايتى را نقل مىنمايند كه به خوبى دلالت دارد بر اينكه در شخص امركننده علاوه بر علوّ رتبه ، استعلاء هم لازم است .
عبارت كتاب چنين است :
اختلف الاصوليون فى اعتبار العلو و الاستعلاء فى صدق الامر بمعنى الطلب على اقوال اصولىها در معتبر بودن علوّ رتبه و استعلاء در تحقق امرى كه به معناى طلب است به چند نظريه اختلاف دارند 1 - يعتبر فى صدق مادة الامر وجود العلو فى الآمر دون الاستعلاء [ نظريه اول مىگويد ] در صدق ماده امر ، وجود برترى رتبه در امركننده
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٣٦