( 1 ) است . سعيد مىگفت : به خدا سوگند آنان مرا سخت متهم مىدارند و نظرشان دربارهء من بدتر از نظر ايشان درباره تو است . اما خوددارى من از مقابله با حسين بن على چنان است كه به خدا سوگند در آن باره يك كلمه بر زبان نمىآورم ، وانگهى تو آن موضوع را كفايت كردى .
محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمان ابى الزناد ، از قول پدرش نقل مىكند كه گفته است * مروان و سعيد همواره پشت سر يك ديگر دندان نشان مىدادند و از هم به خوبى ياد نمىكردند . با اين همه با يك ديگر ديدار مىكردند و حق يك ديگر را مراعات مىنمودند . و چون به يك ديگر مىرسيدند يكى بر ديگرى سلام مىداد و فهميده نمىشد كه در آن كدورتى باشد و اين كار هر دو بود . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى به ما خبر داد كه * حسن بن على به سال چهل و نهم درگذشت و سعيد بن عاص بر او نماز گزارد . چند بار شرنگ زهر به او نوشانده بودند و مدت بيمارى او چهل روز بود . [ 2 ]
ابن سعد مىگويد : حسن بن على در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت متولد شده است .
حسين بن على رضى الله عنهما
نسب او چنين است : حسين بن على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصىّ . كنيهء او ابو عبد الله بوده است . مادرش فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) است و مادر فاطمه خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزّى بن قصى است . فاطمه كه خدايش از او خشنود باد ، در پنجم ذى قعده سال سوم هجرت كه پنجاه شبانروز از تولد حسن ( ع ) گذشته بود به حسين ( ع ) باردار شد . [ 3 ] و حسين ( ع ) چند شب گذشته از شعبان سال چهارم متولد شد . [ 4 ]
هامش
[ 1 ، 2 ] . ابن عساكر به نقل از ابن سعد به شمارههاى 356 و 391 در تاريخ دمشق آورده است .
[ 3 ] . اين بخش را ابن عساكر ضمن شرح حال امام حسين در تاريخ دمشق به شماره 31 ، ص 32 با اسناد خود از ابن سعد آورده است .
[ 4 ] . تا اينجا را ابن عديم در بغية الطلب فى تاريخ حلب ، ج 6 ، ص 2568 از قول ابى اليمن كندى ، از ابو بكر انصارى با اسناد