تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
( 1 ) ( ص ) چنان فرمود . روزى حسين را به حضور پيامبر آوردم . او را بر سينه خود نهاد ، كودك ادرار كرد و به جامهء آن حضرت رسيد ، گفتم : اى رسول خدا جامهء خود را بدهيد تا آن را بشويم . فرمود : بر ادرار پسر شير خوار فقط آب مىريزند و بس است ولى در مورد دختر شير خوار بايد شسته شود . [ 1 ] عبد الوهاب بن عطاء از سعيد بن ابى عروبة ، از قتاده ، از ابو جعفر محمد بن على - امام باقر عليه السلام - براى ما نقل كرد كه از ام الفضل روايت مىفرموده است كه مىگفته است * حسين بن على را پيش پيامبر ( ص ) بردم و بر دامن آن حضرت نهادم . كودك شروع به ادرار كرد . خواستم او را بردارم فرمود : مانع ادرار كردن او مشو كه بر جاى ادرار پسر شير خوار فقط آب مىريزند يا آب مىپاشند و درباره اين دو كلمه سعيد شك داشته است [ 2 ] ولى جاى ادرار دختر شيرخوار بايد شسته شود . [ 3 ] فضل بن دكين از ابو الاحوص ، از سماك ، از قابوس بن مخارق ، از لبابة دختر حارث - كه همان ام الفضل است - نقل مىكند كه گفته است * حسين بن على بر دامن پيامبر ( ص ) بود ادرار كرد . گفتم : جامهء ديگر بپوشيد و اين جامه را بدهيد بشويم . فرمود : جاى ادرار دختر بچه را مىشويند و بر جاى ادرار پسر بچه آب مىريزند . هوذة بن خليفه از عوف از قول مردى به ما خبر داد كه * ام الفضل همسر عباس بن عبد المطّلب ، حسين را كه كودكى شيرخوار بود به حضور پيامبر آورد . رسول خدا كودك را گرفت و بوسيد و بر دامن خود نهاد . كودك در همان حال ادرار كرد . چنين به نظر رسيد كه پيامبر ناراحت شد و حسين را به ام الفضل داد . ام الفضل با دست خود آهسته به حسين زد و گفت : اى پسرك فلان و به همان بر جامه پيامبر ادرار كردى . رسول خدا به ام الفضل فرمود : آرام باش كه آنچه نسبت به او كردى دل مرا به درد آورد . سپس مقدارى آب خواستند و بر
هامش
[ 1 ] . اين روايت را هم در شرح حال ام الفضل در طبقات ، ج 8 ، ص 79 با اسناد ديگر و مفصل‌تر آورده است ، كه به خواست خداوند متعال در شرح حال ام الفضل ترجمه خواهد شد . آنچه در خور توجه است اين است كه حافظ طبرانى در المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 5 به شماره 2526 با اسناد خود از سماك و به شماره 2541 با اسناد ديگرى اين روايت را دربارهء حضرت امام حسن آورده است . احمد بن حنبل هم در مسند ، ج 6 ، ص 339 با دو سلسله اسناد آورده است و در آن هم به جاى حسين ، حسن است ، در اين صورت ظاهراً همان گونه كه در روايت پيش از اين گفته شد ، حسن ( ع ) صحيح تر است . [ 2 ] . نشانه‌اى از دقت و امانت راويان حديث است . [ 3 ] . ابن اثير در كتاب النهاية در ماده « زرم » اين حديث را آورده و معنى كرده است .