تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
( 1 ) و هر كه او را دوست مىدارد دوست بدار . مروان گفت : به خدا سوگند كه تو احاديث بسيارى را بر رسول خدا بسته‌اى و ما آنچه را تو بگويى نمىشنويم ، كسى غير از خودت بياور كه آنچه مىگويى او هم بداند . من به او گفتم : اين ابو سعيد خدرى است - كه سخن مرا مىگويد - مروان گفت : حديث پيامبر ( ص ) از آن هنگام كه تو و ابو سعيد خدرى آن را نقل مىكنيد تباه شده است . به خدا سوگند روزى كه پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ابو سعيد خدرى پسر بچه‌اى بيش نبود . تو نيز اندكى پيش از رحلت رسول خدا ( ص ) از كوههاى دوس آمده‌اى ، و اى ابو هريره ! از خدا بترس . ابو هريره مىگويد : به مروان گفتم چه نصيحت پسنديده‌اى و سكوت كردم . [ 1 ] واقدى از كثير بن زيد ، از وليد بن رباح براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در آن روز شنيدم ابو هريره به مروان مىگفت : به خدا سوگند كه تو حاكم مدينه نيستى ، كس ديگرى حاكم است . اين موضوع را رها كن ، ولى تو در كارى كه مربوط به تو نيست دخالت مىكنى و مىخواهى كسى را كه اين جا نيست - معاويه را - راضى كنى . گويد : مروان خشمگين روى به ابو هريره كرد و گفت : اى ابو هريره مردم مىگويند او احاديث سست بسيارى از پيامبر نقل مىكند و حال آنكه اندكى پيش از رحلت رسول خدا ( ص ) آمده است . ابو هريره گفت : من به سال هفتم هجرت در حالى كه سى و چند ساله بودم در خيبر به حضور پيامبر ( ص ) رسيدم ، و تا هنگام رحلت آن حضرت همراهش بودم . به خانه‌هاى او مىرفتم و خدمتگزارى او را بر عهده داشتم . آرى به خدا سوگند در آغاز كار حديث اندكى از او نقل كردم ولى همواره پشت سرش نماز مىگزاردم و همراهش به جهاد مىرفتم و حج مىگزاردم و به خدا سوگند داناترين اشخاص به حديث آن حضرت شدم ! آرى به خدا سوگند گروهى از قريش و انصار به مناسبت هجرت و طول معاشرت بر من پيشى گرفته‌اند و همانها پيوستگى من را به پيامبر ( ص ) مىدانند و از من دربارهء احاديث پيامبر ( ص ) مىپرسيدند كه از ايشان عمر بن خطاب بود و مىدانى كه عمر عمر است ! و از جملهء ايشان عثمان و على و زبير و طلحه بودند . و به خدا سوگند هيچ موضوعى كه در مدينه اتفاق مىافتاد از من پوشيده نمىماند و همهء كسانى را كه خدا و رسولش را دوست مىداشتند و
هامش
[ 1 ] . براى آگهى خوانندگان ارجمند يادآور مىشود كه ابو سعيد خدرى متولد ده سال پيش از هجرت است و به هنگام رحلت رسول خدا بيست و يك ساله بوده است . ابن عبد البر در استيعاب مىنويسد ابو سعيد از اصحاب فاضل و دانشمند و از نژادگان انصار بوده است . به حاشيه الاصابة ، ج 2 ، ص 47 مراجعه فرماييد - م .