تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
( 1 ) محمد بن عمر واقدى مىگويد اسامة بن زيد ليثى ما را خبر داد كه * چند شب پس از به خلافت رسيدن يزيد بن عبد الملك پيش عبد الله بن حنين رفتم ، مرگ او اندكى پس از آن بود . عبد اللَّه بن حنين مردى كم حديث بوده است .

عمير

بردهء آزاد كرده و وابستهء ام الفضل دختر حارث هلالى مادر پسران عباس بن عبد المطلب بن هاشم بوده است . كنيه‌اش ابو عبد اللَّه بوده و از ام الفضل و ابن عباس روايت كرده است . روايتى در بارهء نماز خوف از ابن عباس آورده است . در پاره‌اى از روايات گفته شده است كه عمير وابستهء ابن عباس بوده و حال آنكه آزاد كرده و وابستهء مادر اوست . عمير در مدينه به سال يكصد و چهار در گذشته است .

پسر او ، عبد اللَّه بن عمير

پاره‌اى از مردم در روايت خود او را بردهء آزاد كرده و وابستهء ابن عباس دانسته‌اند و حال آنكه وابسته‌ام الفضل است .

عكرمة

بردهء وابستهء عبد اللَّه بن عباس بن عبد المطلب بن هاشم و كنيه‌اش ابو عبد اللَّه بوده است . ابو حفص عامر بن سعيد از هشام بن يوسف قاضى مردم صنعاء ، از محمد بن راشد ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه عبد اللَّه بن عباس در گذشت عكرمه همچنان برده بود . خالد بن يزيد بن معاويه او را به چهار هزار دينار از على بن عبد اللَّه بن عباس خريد . اين خبر به عكرمه رسيد پيش على آمد و پرسيد آيا مرا به چهار هزار دينار فروخته‌اى ؟ گفت : آرى . عكرمه گفت : براى تو پسنديده نيست و چندان سودى نبرده‌اى كه دانش پدرت را به چهار هزار دينار فروخته‌اى ! على بن عبد اللَّه بن عباس پيش خالد رفت و تقاضاى لغو معامله را كرد . خالد پذيرفت و على او را آزاد كرد .