( 1 )
حمران بن ابان
آزاد كرده و وابستهء عثمان بن عفان بوده است ، از عثمان روايت كرده است . او به بصره كوچ كرده و آن جا ساكن شده است . فرزندانش مدعى شدهاند كه از نسل نمر بن قاسط بن ربيعه بودهاند ، هر چند حمران پر حديث است ولى نديدهام كه محدثان به حديث او استناد كنند .
عبد الرحمان بن هرمز
اعرج - لنگ - و كنيهاش ابو داود و وابستهء محمد بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب بوده است . او از عبد اللَّه بن بحينه و ابو هريرة و عبد الرحمان بن عبد القارى روايت كرده است .
محمد بن عمر واقدى از ابو بكر بن عبد اللَّه بن ابى سبرة ، از عثمان بن عبيد اللَّه بن ابى رافع ما خبر داد كه مىگفته است * خود ديدم كه كسى حديثى را كه عبد الرحمان از قول ابو هريره از پيامبر ( ص ) روايت كرده بود پيش او خواند و گفت : اى ابو داود ، اين حديث تو است ؟ گفت : آرى . گفت : اينك كه اين حديث را بر تو خواندم ، مىتوانم بگويم عبد الرحمان مرا حديث كرده است ؟ گفت : آرى بگو عبد الرحمان بن هرمز مرا حديث كرده است .
محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از پدرش و نيز از گفته عبد اللَّه بن فضل ما را خبر داد كه هر دو مىگفتهاند * عبد الرحمان بن هرمز به اسكندريه رفت و همان جا مقيم شد ، و به سال يكصد و هفده هجرى در همان شهر در گذشت . او محدثى ثقه و پر حديث بوده است .
يزيد بن هرمز
از بردگان آزاد شده و وابستهء خاندان ابى ذباب از قبيلهء دوس بوده است . كنيهء يزيد بن هرمز ، ابو عبد اللَّه و در جنگ حره فرمانده وابستگان بوده است و پس از جنگ حره در گذشته است . پسرش عبد اللَّه بن يزيد بن هرمز از فقيهان نامور مدينه بوده است . يزيد محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است .