تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
( 1 ) هشت در گذشته است . محمد بن عمر واقدى از ابو معشر مقبرى ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه پيكر على بن حسين را براى نماز گزاردن بر او بر زمين نهادند مردم و همهء كسانى كه در مسجد بودند شتابان براى شركت در نماز گزاردن بيرون آمدند و سعيد بن مسيب تنها در مسجد ماند . خشرم به سعيد گفت : اى ابو محمد آيا براى نماز گزاردن بر پيكر اين مرد صالح كه از خاندان صالحان است حاضر نمىشوى ؟ سعيد پاسخ داد : اينكه در مسجد دو ركعت نماز بگزارم براى من خوشتر از آن است كه بر پيكر همين مرد صالح كه از خاندان صلاح است نماز بگزارم . واقدى ما را خبر داد كه عثيم بن نسطاس مىگفته است * سليمان بن يسار را ديدم كه از مسجد بيرون آمد و در نماز بر پيكر على بن حسين شركت كرد و سپس از پى جنازه راه افتاد و مىگفت : شركت در تشييع جنازه براى من خوشتر از نماز مستحبى است . اسحاق بن ابى اسرائيل از جرير ، از شيبة بن نعامة ما را خبر داد كه مىگفته است * على بن حسين به ظاهر بخيل مىنمود ولى پس از رحلت او معلوم شد كه پوشيده از همگان صد خانواده فقير مدينه را روزى مىرسانده است . همگان گفته‌اند كه على بن حسين مردى مورد اعتماد و امين و بلند مرتبه و پارسا و بسيار حديث بوده است .

عبد الملك بن مغيره

ابن نوفل بن حارث بن عبد الملك بن هاشم بن عبد مناف . مادرش كنيز است . عبد الملك ابن فرزندان را آورده است : خديج ، عبد الرحمان ، نوفل ، اسحاق ، يزيد ، ضريبة ، حبّابة كه مادرشان ام عبد الله دختر سعيد بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب بوده است . كنيهء عبد الملك ، ابو محمد است . او به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز درگذشته و مردى كم حديث بوده است .