( 1 ) دستور داده شده است كه او را براى مردم بر پا دارند . نبايد هيچ كس از شما متعرض او شود .
من گفتم : پدر جان ! به چه مناسبت ؟ به خدا سوگند كار او نسبت به ما بسيار بد بود ، و ما در جستجوى چيزى جز امروز نبوديم . فرمود : پسركم ! او را به خدا وا مىگذاريم . به خدا سوگند هيچ كس از خاندان حسين يك كلمه هم متعرض او نشد تا گرفتاريش بر طرف شد .
وكيع بن جراح و فضل بن دكين از اسرائيل ، از ثوير بن ابى فاخته ، از ابو جعفر - امام باقر - به ما خبر دادند كه * على بن حسين وصيت فرموده است كه مرگ او را به هيچ كس خبر ندهند و پيكرش را تند و شتابان ببرند و در پارچه پنبهاى كفن شود و در حنوط او مشك قرار ندهند .
وكيع بن جراح ، از شريك ، از عبد الله بن محمد بن عقيل به ما خبر داد كه * ابو جعفر پس از رحلت على بن حسين به يكى از كنيزان او دستور داد كه عورت او را غسل دهد .
محمد بن عمر واقدى از عبد الحكيم بن عبد الله بن ابى فروة ما را خبر داد كه * على بن حسين به سال نود و چهار در مدينه درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد و از بسيارى مرگ فقيهان در آن سال ، آن را « سنة الفقهاء » نام نهادند .
محمد بن عمر واقدى ما را گفت كه حسين بن على بن حسين بن على بن ابى طالب مىگفت * پدرم على بن حسين به سال نود و چهار درگذشت و در محوطه گورستان بقيع بر او نماز گزارديم .
گويد از فضل بن دكين شنيدم كه مىگفت * على بن حسين به سال نود و دو درگذشته است فضل درست نمىگفت و تحقيق نكرده بود . افراد خاندان على بن حسين و همشهريان او از فضل بر اين موضوع داناترند .
گويد عبد الرحمان بن يونس از سفيان ، از جعفر بن محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * على بن حسين در پنجاه و هشت سالگى رحلت كرد .
واقدى مىگفت : اين خبر براى تو دليل بر آن تواند بود كه على بن حسين كه همراه پدرش بوده است - در كربلا - بيست و سه يا بيست و چهار ساله بوده است . سخن كسانى كه مىگويند او در كربلا صغير بوده و هنوز موى بر چهرهاش نرسته بوده است چيزى نيست .
آرى او بيمار بوده و جنگ نكرده است . وانگهى چگونه در آن هنگام بالغ نبوده در حالى كه ابو جعفر محمد بن على - حضرت باقر - براى او متولد شده بود ؟ از سوى ديگر ابو جعفر محمد بن على ، جابر بن عبد الله را ديده و از او روايت كرده است و جابر به سال هفتاد و
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٣٧